کد مطلب: ۱۲۱۹۲
تاریخ انتشار: دوشنبه ۲۱ اسفند ۱۳۹۶

چطور جامعه‌شناسی ما «دگرسالار» شد؟

دکتر حسن محدثی

ایران: جامعه‌شناسی ایران جامعه‌شناسی «دگرسالار» است. بخش قابل توجهی از آن چیزی که در ایران درباره جامعه‌شناسی عرضه می‌شود، ترجمه‌ای است و آثار تولیدی بسیار کم است. بر این باورم که در دوره استادان ما، این وضعیت  پر رنگ‌تر به چشم می‌خورد اما خوشبختانه در نسل امروز، جامعه‌شناسانی داریم که جسارت تولید فکر و اندیشه در حوزه جامعه‌شناسی را دارند.

یکی از آثار «دگرسالاری» در جامعه‌شناسی، پرستش و ستایش مداوم بنیانگذاران جامعه‌شناسی است و این به این معنا است که جامعه‌شناسی، هیچ پیشرفتی نداشته است. علمی که نتواند از بنیانگذاران خود فاصله بگیرد، در حال  درجا زدن است. چون تفکر انتقادی در فضای آکادمیک و در میان جامعه‌شناسان ما چندان حضور پررنگی ندارد، بازخوانی آرای غربیان و بنیانگذاران جامعه‌شناسی مهم‌ترین کار ما جامعه‌شناسان ایرانی شده است.
یکی از این بنیانگذاران جامعه‌شناسی «امیل دورکیم» است که مرتباً در متون ایرانی تقدیس می‌شود. آرای بنیانگذاران جامعه‌شناسی اگرچه در تثبیت این علم مهم بوده است اما آغشته به مباحث هنجارین و ایدئولوژیک است. از این رو، در تقابل با این نگاه‌های مکتبی، عده‌ای معتقدند حال که جامعه‌شناسی مکتبی است، ما نیز باید مکتبی تأسیس کنیم و اینچنین بود که از «جامعه‌شناسی اسلامی» حرف زدند. بر این اساس، جامعه‌شناسان ایرانی خطاهایی که در آثار بنیانگذاران جامعه‌شناسی هست را تکرار کردند. گویی ما باید به یکی از مکاتب جامعه‌شناسی به ناگزیر تن دهیم.
جامعه‌شناسی نیز دو مکتب بیشتر ندارد؛ نخست، «جامعه‌شناسی نظم» است که در آن باید از همبستگی اجتماعی دفاع کنیم. دوم، «جامعه‌شناسی تضاد» است که در آن باید به‌دنبال رهایی بشریت باشیم. لذا، در این نوع نگاه، گویی نمی‌توان جامعه‌شناس بود ولی موضع سیاسی نداشت؛ همین موضع سیاسی برای جامعه‌شناس تعیین می‌کند که باید به چه مکتبی تعلق داشته باشد. این امر یکی از آسیب‌های جامعه‌شناسی در کشور ما است که گویا قبل از خواندن جامعه‌شناسی باید ابتدا موضع سیاسی خود را
تعیین کرد.
 اینجا این پرسش مطرح می‌شود که جامعه‌شناسی چگونه علمی است و آیا وابستگی تام و تمام به حوزه سیاسی دارد؟
دورکیم از بنیانگذاران جامعه‌شناسی است که آرای او دربردارنده پیش‌فرض‌های ایدئولوژیک، مکتبی و هنجاری است. علم با نظریه تعریف می‌شود اما گویی ما در جامعه‌شناسی با چیزی فراتر از «نظریه» مواجه‌ایم و «مکاتب» هم داریم. از این رو، معتقدم که مباحث فراجامعه‌شناسی بر این علم حاکم است تا جامعه‌شناسی از مطالعه تجربی و کار علمی دور باشد و این خطر بزرگی برای جامعه‌شناسی است.
علم جامعه‌شناسی همواره از
دو ناحیه مورد آسیب بوده است؛ نخست، از سوی نیروهای بیرونی که می‌خواهند نظام‌های ارزشی خود را بر آن سوار کنند و جامعه‌شناس را هم تحت انقیاد خود درآورند تا به یکی از این الگوهای هنجاری سرسپرده شود؛ چه مارکسیستی، چه محافظه‌کارانه و چه اسلامی. دوم، خطری است که از درون خود جامعه‌شناسی برمی‌خیزد.
دورکیم نیز تعلقات ایدئولوژیک دارد. او یک لیبرالیست است که نگران نظم اجتماعی است و می‌کوشد تا از رهگذر جامعه‌شناسی، نظم و انسجام اجتماعی را بنا کند. از همین منظر وقتی به آرای دورکیم نگاه می‌کنیم، درمی‌یابیم که او می‌خواهد از درون «هست»، «باید» استخراج کند. دورکیم نمی‌پذیرد که نمی‌تواند اهداف و آرمان‌ها را تعریف کند. او می‌خواهد از علم، «آرمان» بیرون بکشد. لذا، نگاهی به جامعه دارد که او را به وضع بهنجار و نابهنجار تقسیم می‌کند. «وضع بهنجار» وضعیتی است که عمومیت دارد و «وضع نابهنجار» وضعیتی است که فاقد عمومیت است. هر آن چیزی که عمومیت داشته باشد، هر چه می‌خواهد باشد، بهنجار است.
مثلاً اگر در عصر مدرنیته همه در مسیر سکولاریزاسیون حرکت می‌کنند، این مسیر بهنجار است. از این رو، هر نوع مقاومتی در قبال این نوع از جریان‌های اجتماعی به معنای تقابل با امر بهنجار است. از نظر دورکیم سعادت در آن است که ما امر بهنجار را شناسایی کنیم و بعد به آن تن دهیم. بنابراین، با نگاه دورکیم، نوعی سرسپردگی و تسلیم به واقعیت تعین یافته استخراج می‌شود. لذا، هرگونه مقاومت به معنای انحراف از سعادت اجتماعی است. بعدها همین اندیشه‌ها به‌عنوان بحث علمی در ایران ارائه می‌شود و برخی از افراد به وجهی ستایشگرانه آن‌ها را تبلیغ می‌کنند، ارزش‌های ایدئولوژیک، در کسوت جامعه‌شناسی به جوامع دیگر صادر می‌شود و ما جامعه‌شناسان پیرامونی به تکرار آن اندیشه‌های غربی ایدئولوژیک همت می‌گماریم و به‌عنوان جامعه‌شناسی از آن دفاع می‌کنیم.
بنابراین، در کار دورکیم، نوعی کیش علمی وجود دارد که به‌عنوان علم به ما عرضه می‌شود. به زعم دورکیم می‌توان آرمان را از وضع موجود پیدا کرد و پیروی از امر بهنجار عین سعادت است. از این رو، می‌توان دورکیم را یک «محافظه‌کار مبنایی» دانست. در این فضا، از دل جامعه‌شناسی نوعی دین و از دل جامعه‌شناسی دورکیم، پرستش جامعه‌شناسی بیرون می‌آید. او جامعه را به یک شیء زندهِ آگاه همچون خردی برتر تبدیل می‌کند. در نزد دورکیم، جامعه خرد برتر و کنشگری کاذب است که شیئیت یافته و به نوعی از الهیات جامعه‌شناسانه باور دارد.
البته ایدئولوژیک بودن آرای بنیانگذاران غربی به معنی دور ریختن آرای آنان نیست بلکه ما باید در برابر آنان موضع نقادانه داشته باشیم. ما باید مباحث هنجاری را از مباحث علمی جدا کنیم. بحث هنجاری نمی‌تواند بحث علمی باشد. ادعاهای علمی و غیرعلمی جامعه‌شناسان باید از هم جدا شود.

 

 

0/700
send to friend
مرکز فرهنگی شهر کتاب

نشانی: تهران، خیابان شهید بهشتی، خیابان شهید احمدقصیر (بخارست)، نبش کوچه‌ی سوم، پلاک ۸

تلفن: ۸۸۷۲۳۳۱۶ - ۸۸۷۱۷۴۵۸
دورنگار: ۸۸۷۱۹۲۳۲

 

 

عضویت در خبرنامه الکترونیکی شهرکتاب

Designed & Developed by DORHOST