کد مطلب: ۱۲۹۸۲
تاریخ انتشار: دوشنبه ۱۱ تیر ۱۳۹۷

مارکسیسم فرهنگی بریتانیایی

فرزاد نعمتی

دانش مخاطبان ایرانی از مارکسیسم بریتانیایی به‌قوت شناخت‌شان از مارکسیسم روسی، مارکسیسم آلمانی و مارکسیسم فرانسوی نیست و این خود را حتی در شهرت نام‌ها و کتاب‌ها نیز نمایان می‌کند. بااین‌همه و اگرچه عموماً بریتانیا به‌مثابه جزیره امن لیبرالیسم و محافظه‌کاری قلمداد شده است و سامانه سیاسی آن کمتر در معرض انقلاب‌های کمونیستی تصور شده است، اما نگاهی دقیق‌تر به متفکران متأثر از تحلیل‌های چپ در بریتانیا، حضور معنادار «چپ نو» ی انگلیسی را نشان می‌دهد. ادوارد پالمر تامپسون (۱۹۹۳ ـ ۱۹۲۴ م) مورخ و جامعه‌شناس، بدون‌شک یکی از برجسته‌تریناین دسته بود؛ کسی که وقتی نیم‌قرن پیش «تکوین طبقه کارگر در انگلستان» را نوشت، پژواکی غنی از سنت تأملات ملهم از مارکس را انعکاس بخشید. نگره تامپسون متفاوت از چندین الگوی رایج تحلیل مارکسیستی در غرب و شرق بود و به‌همان‌میزان که از دترمینیسم استالینیستی برائت می‌جست، به‌دنبال فاصله‌گیری از قرائت‌های ساختارگرایانه آلتوسری بود. او به تلفیق ساختار و عاملیت می‌اندیشید و می‌کوشید با گذار از فهم کلیشه‌ای استعاره روبنا/ زیربنا، عوامل فرهنگی و سیاسی را نیز در تحلیل خود لحاظ کند؛ تحلیلی که در کنار این تفاوت‌ها از منظری دیگر نیز تشخصی ویژه می‌یافت؛ منظری که تامپسون خود آن را «تاریخ از پایین» (history from below) می‌نامید و آن را در تقابل با تاریخ‌نگاری از منظر نخبگان و نهادهای قدرت می‌دانست.

تامپسون با جعل این اصطلاح قصد داشت با مطالعه و بررسی داده‌های خُرد تجربی به‌دست‌آمده از زیست مردم عادی و کارگران و تهیدستان، صدای بی‌صدایان باشد. از همین رو نیز در مقدمه کتاب درباره آنان نوشت: «می‌کوشم جوراب‌باف فقیر و پرزگیر لادایت (عضو جنبش ابزارشکنی) و بافنده چرخ‌دستی «منسوخ» بافندگی و پیشه‌ور «آرمان‌گرا» و حتی پیرو فریب‌خورده جوآنا ساوتکت (پیامبری خودخوانده در انگلستان در انتهای قرن هجدهم) را از خفت فراوانی که نسل‌های بعدی بارشان کرده‌اند برهانم. حرفه‌ها و رسم‌هاشان چه‌بسا زوال‌یافته باشند، خصومتشان با نظام صنعتی جدید چه‌بسا کهنه‌پرستانه بوده باشد، آرمان‌های جماعت‌گرایانه‌شان چه‌بسا خیال‌بافانه، توطئه‌های طغیان‌گرانه‌شان چه‌بسا ناسنجیده. امااین روزگاران ناآرامی اجتماعی حاد را آنان به چشم دیدند نه ما. آرزوهاشان برحسب تجربه خودشان معتبر بود. اگر هم قربانی تاریخ شدند و احکام محکومیت‌شان را در طول عمر خودشان گرفتند، هنوز کماکان قربانی مانده‌اند.»

این‌گونه بود که او به بررسی تکوین طبقه کارگر در انگلستان از ۱۷۸۰ تا ۱۸۳۲ پرداخت و در این مسیر پژوهشی، از بررسی هیچ جزئیات قوم‌نگارانه‌ای کوتاه نیامد؛ از کلیشه‌های معمول درباره اتحادیه‌های کارگری و آموزه‌های سوسیالیستی و دستمزدهای واقعی گرفته تا «سنّت‌های مذهبی و سیاسی مردمی، مناسک کارگاهی و پیشه‌وری، توطئه‌های شورشی زیرزمینی، ترانه‌های مردمی، موعظه‌های هزاره‌گرایانه، نامه‌های تهدیدآمیز ناشناس، سرودهای مذهبی متدیستی، جنگ سگ‌ها، جشنواره‌های صنفی، رقص‌های محلی، فهرست حق عضویت اعتصابات، شگردهای اعانه جمع‌کنی و گداها، سالن‌های ملاقات پیشه‌وران، شمایل‌ها و پرچم‌های اصناف، کتابچه‌های حساب کشاورزان و بسیاری چیزهای دیگر».

شاید نخستین‌بار یرواند آبراهامیان، مورخ معروف ایرانی بود که با ذکر چندجمله در طلیعه «مقدمه» کتاب مشهور «ایران بین دو انقلاب» از تامپسون، ما را با نگاه او به «طبقه» آشنا کرد: «جامعه‌شناسان که ماشین زمان را متوقف کرده و به‌زحمت بسیار موتورش را دیده‌اند، می‌گویند که نتوانسته‌اند طبقه را در هیچ جایی قرار دهند و طبقه‌بندی کنند. آن‌ها فقط می‌توانند انبوه مردم، و مشاغل، عواید و سلسله مراتب مختلف و جز آن را بیابند. البته حق با آن‌هاست؛ زیرا طبقه نه جزئی از فلان قسمت ماشین، بلکه نحوه کار ماشین است در هنگامی که به حرکت افتاده باشد ـ نه فلان منفعت، بلکه اصطکاک منافع است، شور است، خروش رعدآساست ... خود طبقه چیز نیست، رویداد است.»

ترجمه و انتشار کتاب کلاسیک تامپسون، جدا از آن‌که می‌تواند ما را در نقد پروژه فکری آبراهیامیان و میزان وفاداری او در تحلیل تاریخ ایران معاصر به رویکرد تامپسون توانا سازد، این حسن بزرگ‌تر را دارد که مورخان و محققان حوزه جامعه‌شناسی تاریخی را با اهمیت توجه به مقوله‌های به‌ظاهر نه‌چندان مهم در تحلیل تاریخی آشنا سازد و ما را از تبعات غیرعلمی آن‌چه تامپسون، خود در نقد الگوی هموطن مارکسیستش، پری اندرسون، «فقر نظریه» می‌نامید و از آن بر لزوم ظهور نظریه از بطن روایت فرایند تاریخی و نه برعکس (تحمیل نظریه بر تاریخ) مراد می‌کرد، زنهار دهد.

پری آندرسون و تامپسون نخست در آغاز دهه ۱۹۶۰، در نشریه «نیو لفت ریویو» با یکدیگر همکاری می‌کردند و از قضا تامپسون نقشی مهم در انتقال سردبیری این ارگان «چپ نو» از استوارت هال به پری آندرسون داشت، اما اندکی بعد اختلاف نظرهای این دو در تفسیر مارکسیستی، به افتراق و جدایی تامپسون از نشریه انجامید و متعاقب آن، این دو متفکر در واکنش‌هایی آشکارا و نهان به یکدیگر، آثاری مهم را به نگارش درآوردند. در اصل، این مجادله، مناقشه‌ای میان دو شق مارکسیسم در بریتانیا بود. آندرسون متأثر از اندیشه لویی آلتوسر، برداشتی ساختارگرایانه را نمایندگی می‌کرد و تامپسون، اما بیشتر قرائتی فرهنگی از مارکسیسم را درست می‌دانست. دو کتاب معروف آندرسون که به‌همت حسن مرتضوی، به فارسی نیز برگردانده شده‌اند: «گذار از عهد باستان به فئودالیسم» و «تبارهای دولت مطلقه» که هر دو نیز در سال ۱۹۷۴ م نگاشته شدند، نمونه‌هایی از تأثیرپذیری تامپسون از مارکسیسم ساختارگرا دانسته شده‌اند و در مقابل کتاب «فقر نظریه» (۱۹۷۸) تامسپون نقدی مفصل بر این نگرش و پاسخی به اندرسون بود. تامپسون در این کتاب که یادآور دو اثر معروف کارل مارکس: «فقر فلسفه» و کارل پوپر: «فقر تاریخی‌گری» است، از لزوم ترکیب عوامل فکری و فرهنگی با تحلیل‌های مادی و اقتصادی دفاع می‌کند؛ امری که یادآور جمله معروف کارل مارکس نیز هست: «انسان‌ها خود تاریخ خود را می‌سازند، اما نه آن‌گونه که خود می‌خواهند؛ بلکه در شرایط داده‌شده‌ای که میراث گذشته است و خودآنان به‌طور مستقیم با آن درگیرند.»

فرد بلوک و مارگارت سامرز در مقاله «فراسوی مغالطه اقتصادگرایانه» درباره «علم‌الاجتماع کل‌گرایانه کارل پولانی» (۱) بر این عقیده‌اند که پولانی «هیچ خطایی را بزرگ‌تر از این نمی‌داند که طبقات حامل جمع منفعت‌های اقتصادی تعریف شوند. برعکس طبقات ساخت‌هایی اجتماعی و نمایانگر واکنش‌های جمعی به تغییرات موجود در سازمان جامعه هستند» و بنابراین نه‌تنها «تقلیل طبقه کارگر به موقعیت و منفعت اقتصادی آن، تمام تاریخ تحول سیاسی آن را تحریف می‌کند و از ریخت می‌اندازد» بلکه «فاجعه فرهنگی از استثمار اقتصادی مهم‌تر و معنادارتر است» و «فجایع اجتماعی اصولاً پدیده‌هایی فرهنگی هستند و نه اقتصادی». نویسندگان در ادامه همین منطق معتقدند پولانی با این نگرش‌های بدیع در نقد اکونومیسم رایج در نظریه مارکسیستی، «صحنه را برای نسلی کامل از مورخان اجتماعی که در آینده باید می‌آمدند آماده می‌کند» و تامپسون را مهم‌ترین این نوآمدگان می‌دانند. (ص ۹۷) از این منظر باید تلاش محمد مالجو، مترجم کتاب «تکوین طبقه کارگر» را پس از ترجمه اثر مهم پولانی: «دگرگونی بزرگ» در سال ۱۳۹۱، ستود و بیانگر تلاش‌هایی اندیشیده برای آشنایی گام‌به‌گام خوانندگان ایرانی با متفکران جهانی دانست.

۱ ـ فرد بلوک و مارگارت سامرز. ۱۳۸۸. فراسوی مغالطه اقتصادگرایانه: علم‌الاجتماع کل‌گرایانه کارل پولانی. در بینش و روش در جامعه‌شناسی تاریخی. گردآوری تدا اسکاچپول. ترجمه هاشم آقاجری. نشر مرکز

تکوین طبقه کارگر در انگلستان، نوشته ادوارد تامپسون، ترجمه محمد مالجو، نشر آگاه، ۹۵۲ صفحه، ۷۵۰۰۰ تومان

 

0/700
send to friend
مرکز فرهنگی شهر کتاب

نشانی: تهران، خیابان شهید بهشتی، خیابان شهید احمدقصیر (بخارست)، نبش کوچه‌ی سوم، پلاک ۸

تلفن: ۸۸۷۲۳۳۱۶ - ۸۸۷۱۷۴۵۸
دورنگار: ۸۸۷۱۹۲۳۲

 

 

عضویت در خبرنامه الکترونیکی شهرکتاب

Designed & Developed by DORHOST