کد مطلب: ۱۴۹۴۷
تاریخ انتشار: چهارشنبه ۲۳ آبان ۱۳۹۷

ایران من، ایتالیای من

علی‌اصغرمحمدخانی

از مدیران و استادان بخش شرق‌شناسی و زبان و ادبیات فارسی دانشگاه بلونیا سپاسگزارم که چهار سال است به صورت سالانه فرصتی را برای گفت‌وگوهای ادبی میان ایران و ایتالیا در این دانشگاه فراهم می‌کنند. یاد پروفسور جان روبرتو اسکارچیا را گرامی می‌داریم که امسال در میان ما نیست و ایران‌شناسی و زبان و ادبیات فارسی در ایتالیا مدیون تلاش‌ها و آثار اوست.

اگر در طول تاریخ به شاعران و متفکران ماندگار نگاه کنیم می‌بینیم شاعران و متفکرانی ماندگار شده‌اند که به طور عمیق به مسائل بشر همچون عشق، حیرت، نادانی، خدا، تنهایی، مرگ، اضطراب، آرامش، زیبایی و خوبی پرداخته‌اند و با بیانی هنرمندانه و زیبایی‌شناسانه این مفاهیم را واکاوی کرده‌اند. حافظ، شکسپیر، گوته، سعدی، دانته، پترارک، روسو و ... از این جمله‌اند. این‌ها نه در فرهنگ ما بلکه در جهان اندیشه و فرهنگ ماندگار و تاثیرگذارند. از این میان سخن ما در احوال دو شاعری است که نه تنها نماینده فرهنگ و زبان مملکت خود هستند بلکه تأثیرات جهانی غیر قابل انکاری را برای ایشان قائلیم. این بررسی‌ها مطلقاً با هدف تحقیق و دقت بیشتر در اندیشه‌های ارزشمند جهانی است که در این قیاس‌ها و توازی‌ها و تقابل‌ها بتوان قدرت بیشتری در نزدیکی فرهنگ‌ها و ایجاد دوستی بیشتر میان مردم جهان ایجاد کرد چنانکه قبلاً همایش سعدی و پوشکین، در ایران و روسیه، سعدی و یونس امره، در ایران و ترکیه، سعدی و سروانتس، در ایران و اسپانیا، سعدی و متنبی، در ایران و جهان عرب، سعدی و کنفوسیوس، در ایران و چین، سعدی و ویکتور هوگو را در تهران، شیراز، پاریس و بزانسون برگزار کرده‌ایم و در همین راستا سال آینده هم همایش سعدی و شیلر را با کشور آلمان خواهیم داشت.

شاعری را می‌توان نماینده فرهنگ و ادب کشورش نامید که مردم آن کشور با شعر و قصه‌های آن شاعر خاطرات بسیاری آفریده باشند. هم سعدی و هم پترارک در این معنا شاعران ملی و هویت‌سازی هستند که هنوز با آن‌ها زندگی می‌کنیم. آنچه در آثار این شاعران در ما رسوب کرده است را به چهار قسمت عشق، انسان، اخلاق و هویت ملی می‌توان تقسیم کرد.

تعالی عشق پترارکی و سعدی‌وار

در فرهنگ و ادبیات غرب ترابادورها بسیار مشهور هستند که از اسپانیا آمده‌اند. ترابادورها به رغم جفا دیدن و ملامت کشیدن از معشوق، با حشمت پرهیبت، بی‌کم‌ترین سستی و کاستی در عشق وفادار و فرمانبردارند و بر این نکته تاکید می‌کنند. درباره ترابادورها و اینکه چگونه بر دانته، پترارک و ادبیات غرب تاثیر گذاشته‌اند در آثار ادبی غرب بسیار بحث شده است. نوع ارتباطی که ترابادورها با معشوق داشته‌اند را در آثار پترارک می‌بینیم که بزرگداشت و ستایش بانو در دل ترابادور به نوعی نیایش بدل می‌شود، یا چاشنی و صبغه‌ای مذهبی و عرفانی پیدا می‌کنند، چنان‌که گویی از نوعی شیوه زاهدانه یا تصوف برخوردارند. ترابادورها در افکار دانته و پترارک بسیار تاثیر گذاشتند. مهم‌ترین نکته‌ای که از دیدگاه ترابادورها می‌بینیم، این است که عشق انگیزه اعتلای نفسانی و تکامل اخلاقی است. عشق در نگاه ترابادورها و پترارک به عشق در ادبیات کلاسیک فارسی و به ویژه سعدی بسیار نزدیک است. ترابادور هرچه که می‌کند به خاطر بانوی دیر آشناست و داستان عشق پترارک به لائورا از این نوع است. لائورا معشوقی بود که پترارک بیشتر سانِت‌هایش را به خاطر او سروده که در ادبیات پترارک و ایتالیایی همه با آن آشنایی دارند. به غیر از لائورا که معشوق پترارک بوده، بئاتریس در شعر دانته هم این حکم را دارد و هم بئاتریس معشوق دانته و هم لائورا محبوب پترارک مظاهر سعادت و کمال‌اند و در این عشق یک نوع پیوند بین مسیحیت و حکمت نوافلاطونی را         می‌بینیم. در نزد دانته و پترارک، معشوق مظهر فرزانگی، ایمان و دیانت بوده و این عشق راستین هم طریق سعدی است. معشوق از بسیاری جهات در توصیفات سعدی، مانند توصیفی است که پترارک در سانِت‌هایش دارد. سعدی در غزل عاشقانه در ادب کلاسیک فارسی استاد مسلم است. مهم‌ترین اشتراک سعدی و پترارک مسئله عشق و معشوق است که درباره آن بیشتر توضیح داده خواهد شد. غزل سعدی را از این جهت که همه حالت‌ها و عواطف گوناگون و متنوع عشق و انواع نمودهای زیبایی را دارد، می‌توان به پترارک نزدیک دانست. غزل‌های شورانگیز سعدی، سال‌هاست که با دل و جان ما ایرانی‌ها و دیگر کشورها بازی می‌کند و پس از قرن‌ها ما را به عوالم خودش می‌برد. پترارک هم با سیصد و اندی غزلی که دارد مانند سعدی است. داستان عشق او و مصائب آن در عالم عشق، داستانی است که همه خواننده‌ها با آن سروکار دارند، مانند خوانندگان فارسی‌زبان که با داستان‌ها و شعرهای عاشقانه سعدی سروکار دارند. پترارک شخصیت لائورا را وارد تاریخ عاشقانه‌ی بشر کرد و جاودانه شد. در سعدی و پترارک نخست سخن از عشق است که بر همه‌ی انسان‌ها پیروز می‌شود.

انسانِ جهان پترارک و سعدی

سروده‌های پترارک به عنوان یکی از مهم‌ترین و ارزشمندترین دیوان شعر در کل ادبیات غرب است. او یک شاعر غزل‌سرای بسیارچیره‌دست و هنرمند، مردی فیلسوف و متفکری انسان‌گرا و اخلاق‌گراست. پترارک را منشاء اومانیسم در غرب می‌دانند که بر دیگران هم تاثیر گذاشته است. پترارک شاعر اومانیستی ایتالیا و سعدی هم از این نظر شباهت‌هایی به پترارک دارد. در سیاست‌نامه‌نویسی و اخلاق‌نویسی سعدی، اصل نظریه‌ی اومانیستی اوست که ناظر به دیدگاه مبتنی بر تساهل، اعتدال، دفاع از درویشان است.

پترارک به دنبال آرامش است ولی معتقد است که به این آرامش جز با فیض الهی نمی‌توان دست یافت. او در کتاب «آرامش راهبان» می‌گوید حکمت فیلسوفان قدیم بی‌فایده است، تنها بشارت راهنمایی مطمئن است...  به نظر می‌آید که پترارک در زندگی در تنهایی بیشتر مجذوب سرمشق‌های یونان و روم باستان است، هرچند تا اندازه‌ای در حسرت زندگی زاهدانه است و اعتراف می‌کند که غالباً در تنهایی تسلیم انفعالاتی می‌شود که انسان را از خدا دور می‌کند. با این‌همه نمی‌توان گفت که آرمان او زاهدانه به معنای اخص کلمه است، زیرا تنهایی را مجموعه‌ای از تفکر مذهبی و مطالعه‌ی بی‌غرضانه‌ی فلسفه و شعر می‌داند.

اخلاق در منظر سعدی و دیدگاه پترارک

نقطه‌ی دیگر اشتراک سعدی و پترارک توجه به اخلاق است. در گلستان و بوستان باب‌ها و بندهای فراوانی در اخلاق نگاشته شده است و پترارک در اثر انتقادی مشهور خود با عنوان «جهل من و جهل بسیاری دیگر» به اخلاق می‌پردازد و به عقیده‌ی او تنها آموزگاران قابل‌قبول فیلسوفانی‌اند که در اندیشه‌ی اخلاق‌اند، زیرا آن‌ها راه و روش زندگی را به ما می‌آموزند و ما را به تفکر برمی‌انگیزند. پترارک بر این نکته تاکید دارد که فرهنگ حقیقی باید ما را به حقیقت و ارزش آن در زندگی به صورت عملی یاری رساند.

پترارک در این اثر می‌گوید افلاطون به عکس ارسطو، با بهره‌گیری از دانش عمیق درباره‌ی طبیعت، جامعه و مخصوصاً دل آدمی، توانسته است اصولی اساسی برای حسن رفتار در زندگی تدوین کند و سعدی هم در گلستان و در رساله‌های خود ما را با روش‌های عملی برای دست‌یابی به نیکی و فضیلت و زندگی این جهانی آشنا می‌سازد.

سعدی و پترارک هر دو به فلسفه‌ی اخلاق و زیست اهمیت فراوانی می‌دادند. پترارک رساله‌ای در اخلاق دارد با عنوان «گفت‌وگوهایی درباره‌ی ثروت خوب و بد». پترارک به زندگی در تنهایی علاقه داشت و رساله‌ای در این باب نوشته است که در ستایش تنهایی است که به انسان امکان می‌دهد تا به کمال اخلاقی و فکری نائل آید. اما سعدی چندان به ستایش تنهایی نمی‌پردازد و به زندگی در اجتماع بیشتر تاکید دارد. سفرهای سعدی و تجربه‌اندوزی‌های او در جوامع مختلف و گفت‌وگو و اندرزهای او به حاکمان شهرت دارد: در اقصای عالم بگشتم بسی، به سر بردم ایام با هر کسی/ تمتع به هر گوشه‌ای یافتم/ ز هر خرمنی خوشه‌ای یافتم و ....

هویت ملی و شاعران ملی

پترارک در منظومه‌ی «ایتالیای من» سرنوشت مصیبت‌آمیز مشترک شهریاران ایتالیایی را به آن‌ها گوشزد می‌کند و آن‌ها را برمی‌انگیزد که به نام خاطرات بزرگ گذشته، و با توجه به بدبختی اتباعشان و به نام تکالیف دینی مسیحی‌شان، به این سیاست غم‌انگیز پایان دهند و صلحی را که مردم این همه در آرزوی آن‌اند به کشور بازگردانند. این دیگر ناسزاهای یک دانته نیست، بلکه درخواست یک شاعر است، که البته از سیاست بیگانه است ولی نمی‌تواند آرزوهای ملتی را نادیده بگیرد.

پترارک، پس از عظمت گذشته، مصیبت حال و اشک‌های ملتی گرفتار ستم سربازان مزدور را نشان می‌دهد. ارزش منظومه  «ایتالیای من» کمتر در ویژگی‌های صوری آن است، بلکه بیشتر در اهمیت تاریخی آن و در تجلی آگاهی ملی ایتالیایی است.

چنانکه سعدی در روزگاری سخت میان اندیشمندان بزرگ و فعال ایرانی چون عطاملک و شمس‌الدین جوینی و حاکمان قدرتمند مغولی چون امیر انکیانو و دیگران می‌زید و نقشی دوگانه ایفا می‌کند. از یک سو راهنما و رهگشاست و از سوی دیگر هشداردهنده و ناصح و بازدارنده. روزگار سختی که سعدی را مجبور می‌کند جلوی انکیانو بایستد و به خود جرأت اعتراض دهد و مستقیم به انکیانو بگوید که نصیحتی که باید از پدرت می‌شنیدی از عمویت (سعدی!) بشنو.. که جهان جای ماندن نیست و آنچه باقی خواهد ماند عدالت و داد است.

پیشنهادها

سخن در شناخت این بزرگان بسیار باید گفت. کارهای پژوهشی زیادی در معرفی ایشان سزاوار و شایسته است که به چند نمونه اشاره می‌کنم و سخن را به اتمام می‌رسانم.

نخست آن که پترارک در ایران تقریباً ناشناخته است و با توجه به آثار و افکار او و تأثیر فراوانی که بر ادبیات مغرب زمین و جهان داشته است لازم است که آثار منثور و منظوم او و تک‌نگاری‌های در باب زندگی و آثار او به فارسی ترجمه و منتشر شود تا تحقیقات تطبیقی بیشتری درباره‌ی مشترکات اندیشه‌ها و آثار او با بزرگان ادب فارسی انجام شود.

 سعدی در زبان ایتالیایی چندین ترجمه دارد. شش ترجمه از گلستان دارد، بعضی غزل‌های او ترجمه شده و بوستان هم در حال ترجمه است. در حالی‌که در ایران و طی این صد سال؛ یک کتاب ترجمه از غزل‌های پترارک، بیشتر وجود ندارد. شناخت او برخلاف دانته در ایران کم است و امیدواریم نویسندگان فارسی زبان هم با پترارک بیشتر آشنا شوند و در مقام مقایسه با سعدی، زیبایی‌ها و جلوه‌ای که این دو در غزل عاشقانه داشته‌اند را دریابند و بیشتر مطالعه کنند.

دوم آن که با وجود نسخ متعدد از این دوشاعر هنوز جای طبع انتقادی از اشعار و آثار پترارک و سعدی خالی است. نقطه مشترکی که در مورد آثار این بزرگان وجود دارد سؤال مهمی است که در کنار هر بند از خود می‌پرسیم: «آیا همه‌ی قطعاتی که به نام او بر جای مانده را، می‌توان اصیل دانست؟»

سوم. سعدی و پترارک، هر دو در آثار خود از طنز و هجوگویی هم برخوردارند که این هم یکی از نکات و شباهت‌های این دو شاعر است که نشان می‌دهد هر دو نسبت به اطراف خود بی‌تفاوت نبودند و از سر تیزهوشی و انتقاد خلاق به طنز روی آورده‌اند. طنازی این دو اندیشمند مسلماً در محتوا و صورت قابلیت بررسی و تحقیق‌های ارزشمندی خواهند داشت.

و سخن آخر اینکه

با این‌که از درگذشت سعدی و پترارک ۷۰۰ سال می‌گذرد، اما هم‌فکری و شباهت‌ها و تاثیرگذاری‌های این دو شاعر در ادبیات ایران و ایتالیا و جهان قابل تردید نیست. شاید در این زمان و این بحث که جمع ما به سخن درمورد این شاعران نشسته‌ایم رمزی نهفته است که هنوز صدای آنها در جهان اندیشه ما را به سوی خود می‌خواند.

* متن سخنرانی در افتتاحیه‌ی چهارمین همایش بین‌المللی ایران‌شناسی در دانشگاه بولونیا در روز پنج‌شنبه ۱۷ آبان.

 

 

0/700
send to friend
مرکز فرهنگی شهر کتاب

نشانی: تهران، خیابان شهید بهشتی، خیابان شهید احمدقصیر (بخارست)، نبش کوچه‌ی سوم، پلاک ۸

تلفن: ۸۸۷۲۳۳۱۶ - ۸۸۷۱۷۴۵۸
دورنگار: ۸۸۷۱۹۲۳۲

 

 

عضویت در خبرنامه الکترونیکی شهرکتاب

Designed & Developed by DORHOST