کد مطلب: ۱۷۶۲۰
تاریخ انتشار: دوشنبه ۶ اسفند ۱۳۹۷

«مردی از ژلاری» به ایران رسید

مهر:  رمان «مردی از ژلاری» نوشته کویتا لگاتووا  با ترجمه فرزانه تیمورازف به تازگی از سوی نشر چترنگ منتشر شده است.

این رمان داستانی است در زمان جنگ جهانی دوم و در زمانی که نازی‌ها کشور چک را اشغال کرده‌اند. زن جوانی که در کشور پراگ پزشکی تازه‌کار است از سر دلبستگی به استاد میان‌سالش، عضو گروه کوچک پارتیزانی آنها شده و برایشان نامه و اعلامیه جابجا می‌کند. گشتاپو اما به دنبال افراد این گروه افتاد و در نهایت پزشک جوان ناچار از تغییر هویت شده و به همراه یکی از بیماران از بیمارستان فرار گرده و ناچار از ن دادن به ازدواجی ناخواسته می‌شود.

ژلاری در این اثر روستایی خیالی است که نویسنده آن را از خود ساخته است.

ژل در زبان چک به معنای محزونانه است و معنایش روستایی است که از آن اندوه می‌بارد. اهالی‌اش درگیر فقر و بدبختی‌اند و در نهایت پس از جنگ از آن چیزی جز اندوه ابدی و عشقی اندوه بار باقی نمی‌ماند.

نویسنده این رمان  از نویسندگان سرشناس چک به شمار می‌رود و نام ادبی وی در واقع نام مستعار او به شمار می‌رود. وی درس خوانده در رشته‌های فیزیک و ریاضی است. وی از سال ۱۹۵۷ به نویسندگی روی آورد و پس از نگارش نخستین رمانش با عنوان «بت‌ها» بیست سال وقفه در کارش ایجاد کرد که دلیل آن را فشار سیاسی بسیار وارد شده بر خودش عنوان کرد. رمان مردی از ژلاری را وی پس از بیست سال گذر زمان از تألیف رمان اولش نوشت و برای وی جایزه ادبی چک را به ارمغان آورد.

در بخشی از فصل ابتدایی این رمان می‌خوانیم:

همه‌چیز در خاطرم بود. خانه اجاره‌ای سقفی سه طبقه با دو در ورودی از دو خیابان مختلف، ساختمانی که خیابان اصلی در کنجش به دو خیابان فرعی تقسیم می‌شد. از یک در با کلاه نمدی  وارد شدم و از در دیگر، روسری به سر بیایم بیرون. طبقه سوم در جلوی راه‌پله. دو نام: آلش دوبژانسکی و امیلی فویتکووا. سه مرتبه زنگ بزنم. از داخل صدای جارو برقی بیاید. پاک را از ساکم در آورم و پس از شنیدن دو تلنگر از زیر در به داخل بیاندازمش. در عرض پانزده ثانیه.  

سپس از راه‌پله دیکر پایین بروم. در ساکم چیزی نباشد جز دو کروسان و آخرین سهمیه کره- مارگارین.

اگر مشکلی پیش بیاید پاکت را نابود کنم.

اما هیچ مشکلی پیش نمی‌آمد. هرگز مشکلی پیش نیامد.

این کار فقط یک بازی مهیج بود و آن بازی بی‌خطر به پایان می‌رساندم. اصلاً لازم نبود روی ماموریتم تمرکز کنم. برایم مثل آب خوردن بود.

این رمان را نشر چترنگ در ۱۶۱ صفحه با قیمت ۲۲ هزار تومان منتشر کرده است.

 

 

0/700
send to friend
مرکز فرهنگی شهر کتاب

نشانی: تهران، خیابان شهید بهشتی، خیابان شهید احمدقصیر (بخارست)، نبش کوچه‌ی سوم، پلاک ۸

تلفن: ۸۸۷۲۳۳۱۶ - ۸۸۷۱۷۴۵۸
دورنگار: ۸۸۷۱۹۲۳۲

 

 

عضویت در خبرنامه الکترونیکی شهرکتاب

Designed & Developed by DORHOST