کد مطلب: ۱۸۲۵۹
تاریخ انتشار: یکشنبه ۲ تیر ۱۳۹۸

از ابراز نگرانی تا «دوری و دوستی» گفتن

ایسنا: از ابراز نگرانی به خاطر بی‌توجهی به ادبیات کلاسیک تا «دوری و دوستی» گفتن، از بی‌بته خطاب کردن بخشی از ادبیات امروز و ادبیات قارچی تا دیدگاهی که معتقد است گاهی کم‌سوادی ممکن است موجب خلاقیت بیشتر هم بشود، نگاه‌های مختلفی است که نسبت به رویکرد نسل جدید نویسندگان به ادبیات کلاسیک وجود دارد.

به گزارش ایسنا، برخی می‌گویند چه «بودیم و چه شدیم!» و با این عبارت نارضایتی و دیدگاه خود را در قبال ادبیات معاصر و رویکرد آن به ادبیات کلاسیک ابراز می‌کنند.

اسماعیل آذر - پژوهشگر و مدرس دانشگاه - درباره میزان اثرپذیری که از ادبیات گذشته در آثار امروز دیده می‌شود، می‌گوید: اگر بخواهم منصفانه صحبت بکنم باید بگویم تقریبا هیچ اثری از ادبیات کهن در آثار ادبی امروز دیده نمی‌شود. دلیلش هم این است که شاعران معاصر متون کهن را نمی‌خوانند، چون اولا درگیر گذران زندگی هستند و در همه جای دنیا هم این فرصت کمتر حاصل می‌شود، و دوم این‌که متون کهن گاهی پشتوانه‌های قرآنی، علمی و عرفانی دارد، برای همین باید برای این کار وقت بیشتری بگذارند و به فرهنگ‌های لغت مراجعه کنند تا بتوانند از مفاهیم عمیق شعر کهن ما تجربه کسب کنند. این کار هم مشکل است و باعث می‌شود معمولا نگاهی به شعر کهن نداشته باشند و اگر هم کسی در بین شاعران کهن مثل اخوان ثالث نگاهی به شعر کهن داشته باشد، بیشتر سراغ اسطوره، فردوسی و ادبیات حماسی می‌رود.

او معتقد است: شعری که بدون مطالعه عمیق و علم به آثار کهن ادبی در دوران معاصر حاصل شود، معمولا هیچ پشتوانه علمی، اسطوره‌ای، فرهنگی و اجتماعی‌ ندارد، و هرچند ممکن است شعری زیبا باشد و شاعری جوان شعری زیبا بگوید اما مثل حباب از بین می‌رود. حتی برخی منتقدان ادبی، نسل امروز شاعران و نویسندگان را از ادبیات کهن کنده‌شده می‌دانند. در واقع عده‌ای از نویسندگان و شاعران جوان امروز به آثار ترجمه چسبیده‌اند اما به میراث ادبی کهن خود توجهی ندارند و در نهایت آثاری را تولید می‌کنند که نشان از پیشینه‌ کهن ادب فارسی نیز ندارد.

حسن اصغری - نویسنده - با بیان این‌که هیچ داستان‌نویس و شاعری نمی‌تواند بدون خواندن و مکاشفه در آثار گذشته داستان و شعر ناب بیافریند، می‌گوید: نمود مطالعه نکردن در دو و شاید هم سه دهه اخیر، در بسیاری از کتاب‌های چاپ‌شده دیده می‌شود که به نظر من پس از چاپ می‌میرند. این وضعیت در شعر بیشتر به چشم می‌زند. من در کتاب «کالبدشکافی بیست داستان کوتاه» دو نمونه داستان، یکی از بیهقی و دیگری از مقالات شمس آورده‌ام و با شکافتن ساختار این دو داستان نشان داده‌ام که داستان‌های کهن ما هم در ساختار و هم در زبان و طرح اندیشه جایگاهی والا دارند که می‌تواند با داستان‌های جهان برابری کند. مهم‌تر این است که شعر و داستان بر زبان استوار است و شاعر و داستان‌نویس باید در زبان شعر و داستان و حکایات کهن کشورش ‌غوطه‌ور شود تا بتواند اثر خلاقانه بیافریند.

او همچنین در این‌باره بیان می‌کند: نسل اول و دوم داستان‌نویسان و حتی شاعران ما عموما ریشه آثارشان وابسته به آثار هزارساله ما بوده و هست، اما نسل سوم و چهارم ما بنابه‌دلایلی از آثار باشکوه ما کنده شده‌اند و فقط به آثار ترجمه چسبیده‌اند، که این روند فاجعه‌بار است.

عبدالحمید ضیایی - شاعر و منتقد ادبی - نیز در این‌باره اظهار می‌کند: بیشترین چیزی که حالا برای جوانان ما اهمیت