کد مطلب: ۱۸۶۳۲
تاریخ انتشار: شنبه ۲ شهریور ۱۳۹۸

ابن‌سینا، پدر روان‌درمانی گفتگویی

سیدحسین امامی:

مهر: حمیدرضا یوسفی دانش آموخته دانشگاه های تریر و کبلنتس آلمان و زیگموند فروید اتریش است. وی هم اکنون استاد تاریخ فلسفه و روانشناسی تعامل در دانشگاه پتسدام و روانشناسی اعتیاد در دانشگاه زیگموند فروید است. مجموعه کتابهایی با همت یوسفی و دیگران با عنوان مجموعه علمی مواریث فکری ایران توسط انتشارات روزگار نو منتشر شده که تاکنون در سه جلد به اندیشه های ابن سینا، مولوی و ملاصدرا پرداخته شده است. جدیدترین کتاب این مجموعه به ابن سینا پرداخته شده است، وی معتقد است ابن سینا، پدر روان درمانی است. در گفتگویی با وی به بررسی ابداعات ابن سینا در روان درمانی پرداختیم.

*مجموعه کتابهایی با همت شما و دیگر همکاران با عنوان "مجموعه علمی مواریث فکری ایران" توسط انتشارات روزگار نو منتشر می شود که تاکنون در سه جلد به اندیشه های ابن سینا، مولوی و ملاصدرا پرداخته شده است. لطفا ابتدا در مورد اهداف چنین کاری توضیح بفرمایید؟

اجازه بدهید که قبل از آغاز بحث از شما به خاطر این مصاحبه تشکر کنم. یکی از دغدغه های زندگی علمی سی سال گذشته من در آلمان همواره شناخت هرچه بیشتر و معرفی همه جانبه فرهنگ، علم، دین، تاریخ و نظام ارزشهای نیاکانمان بوده است. با مطالعه و بررسی برای جمع آوری مطالب خوب و منسجم برای معرفی ایران در آلمان به این نتیجه رسیدم که کشورمان دچار امتناع تفکر شده است و لاجرم در دو سده گذشته دنبال تولید فکر نبوده است، بلکه در محاصره طیفی قرار گرفته است که رغبت چندانی به درگیری با تاریخ تفکر در ایران و مشرق زمین ندارد: کسانی که به سمت غرب یورتمه می روند. مثل اسبی شرطی شده که تنها دنبال رسیدن به هویجش می باشد و نسبت به محیط پیرامونش کر و کور و لال است. این شرطی شدگی برازنده کشوری مثل ایران با قدمت چند هزار ساله نیست. شما می توانید مطمئن باشید که ما هرگز موفق به معرفی درست و قابل تحلیل کشورمان در هیچ کجای جهان بدون شناخت دقیق از مواریث فکری خود نخواهیم شد. ما باید خودمان را با زبان خودمان بشناسیم و بدانیم که کیستیم و هدفمان در دنیای علم و دانش چیست. دلیل تصمیمم برای راه اندازی مجموعه مواریث فکری کشورمان این دغدغه می باشد.

*چه اندیشمندانی دیگری را مد نظر دارید و این مجموعه به چند جلد خواهد رسید؟

برای اینکه بتوانیم جایگاه کنونی خود را در کانون علم و فن آوری جهان مشخص کنیم و یا اینکه جایگاهی را برای خود بسازیم، باید گذشته خود را با روحیه ای جستجوگر و پرتلاش شخم بزنیم و از درسهای آن بیاموزیم، امروز و اکنون خود را بسنجیم و با گذشته خود هم‌پیوند کنیم تا بتوانیم راهگشای سیلابهای فکری امروز جامعه خود شویم و برای پرسشهای جدید پاسخ‌های متنوع و متفاوت بیافرینیم. به همین دلیل تصمیم گرفتم همه شخصیتهای فکری تاریخ کشورمان را از قبل و بعد از حضرت زرتشت، بدون باندبازی فکری، محفل‌گرایی، خودسانسوری یا نگاه ملی‌گرایانه افراطی که بسیار مخرب است، معرفی کنیم. ما باید شناختی خوب در خصوص افکار، سلوک و کشورداری کوروش، داریوش و خشایارشاه کسب کنیم. ما باید کلیه دانشمندان مسلمان و غیرمسلمان ایرانی را بشناسیم و آنها را نقد کنیم و از دل دانش آنها پرسشها و پاسخهای جدید بیرون بیاوریم. همه ملل فوق پیشرفته مثل آلمان چنین کرده اند که امروز در اوج تکنولوژی بسر می بردند. برای این مجموعه انتهایی در نظر گرفته نشده است، زیرا ما اندیشمندان زیادی داریم که باید آثارشان را نقد کنیم و به پرسشها و دغدغه هایشان با زبانی امروزی پاسخ دهیم. این روش تحقیق و تحلیل مواریثمان روح آنها را زنده می کند و به ذهن ما تراوش می بخشد. در این راستا از هر گونه کمک مادی و معنوی استقبال می کنیم.

*چون در آستانه روز بزرگداشت ابن سینا هستیم، راجع به کتاب جدیدالانتشار اندیشه های ابن سینا در نگاه معاصر می خواهیم صحبت کنیم. افرادی که مقاله را نوشته اند بر چه اساسی انتخاب شده اند، آیا سرآمد ابن سیناشناسان کشور بودند؟

روشهای متعددی برای انتخاب نویسنده وجود دارد. یکی از روشهای متداول انتخاب "بهترین‌ها" و "بزرگان" است. من این گونه روشهای "محفلی" و "انحصارساز" را شایسته دانشگاه، به عنوان مرکز تولید علم نمی دانم. یقین داشته باشید که "بهترین‌ها" یکشبه "بهترین" نشده اند. بهترین‌ها محصول یک فرآیند عظیم دانش اندروزی با عقبه مطالعات و تجربیات متعدد می باشند. من فکر می کنم که یکی از بهترین رهیافتها مبتنی بر روش برای ایجاد انگیزه و تولید فکر بکر و پویا، مخلوطی از مشارکت استاد، نیمه استاد و دانشجو است. این مجموعه سه گانه علمی باید با هم رشد کند، در کنار هم و گاهی در مقابل یکدیگر قرار بگیرد تا رقابت سالم بین استاد، نیمه استاد و شاگرد در عمل صورت گیرد و به نهادهای اجتماعی نیز سرایت کند و آنها را نیز درگیر کند. در نظام دانشگاهی بیمار کشور ما که غرب را "محراب دانش" و "بهشت اجتماعی" قلمداد می کند، شاگرد اغلب حکم پادو را برای استاد دارد و برای او عملا حمالی می کند، مقاله ترجمه می کند، اقتباس می کند و حتی اسم او را در کنار اسمش روی دانشنامه قرار می دهد. من فکر می کنم که اصل باید این باشد که چه گفته می شود، نه اینکه چه کسی چه می‌گوید، حال استاد، نیمه استاد یا شاگرد. تجربه اثبات کرده است که گاها شاگرد، کلامی شیواتر و استدلالی قویتر از استاد دارد که باید مورد تقدیر به موقع و کارا قرار گیرد.

*چرا از اساتید خارجی در این کتاب بهره نبردید؟

همان طور که عرض کردم، در کشور ما فهمی ناقص از ابن سینا و مواریث فکری دیگر وجود دارد. ما باید ابتدا به شناخت ریشه های فکری خود بپردازیم. دانش نیاز به زیرساخت دارد. زیرساخت وارداتی سم مهلک پیشرفت و تولید علم و فن آوری است. من قشری از "سرآمد ابن سیناشناسانی" را که شما از آنها یاد کردید، از عوامل ایجاد دگرپرستی علمی در دانشگاههای کشور می دانم. قشری از آنها با تکیه و نگاه به دست و دهن غرب، جنین خلاقیت را در شاگرد زیر ساتور ازخودبیگانگی برده است و روح اراده و استقلال تفکر را از او ربوده است. چندی پیش یکی از مدیر گروههای فلسفه در ایران برای ابن سیناپژوهی به آمریکا رفته بود و بعد از پایان شش ماه اول با رئیس دانشگاه بحث این را داشت که می خواهد شش ماه دیگر آنجا بماند. آمریکا در زمینه ابن‌سیناشناسی چه حرفی برای گفتن دارد که ما نمی توانیم داشته باشیم؟ این استاد پس از برگشت به شاگردش چه تحویل خواهد داد؟ اگر برای تعمیق شناخت ترمودینامیک یا فیزیک سیال رفته بود، می توان توجیهی برای رفتارش پیدا کرد. صدها مثال این چنینی وجود دارد که باعث بی خیالی و فکر جلای وطن در ذهن شاگرد می شوند. اساتید این قشر ازخودگریز بخش عظیمی از دانشجویان کشورمان را با خود غریبه کرده اند.

*مشهور است ابن سینا در غرب بسیار تأثیرگذار بوده است، اما آیا هنوز با وجود گسترش علوم و ... اقبال به ابن سینا وجود دارد؟

این درست است که ابن سینا در غرب شهرت داشته است و در دانشگاهها مخصوصا به خاطر اثر تاریخ‌سازش "قانون طب" به آن توجه می شده است. آنها با ابن سینا، ضمن اینکه او را مقلد مکتب ارسطو، افلاطون و نوافلاطون معرفی می کنند، از همان ابتدا کلاهی بزرگ و بدریخت برای ما درست کردند و ما را وارد هچلی کرده اند که هنوز در آن گرفتاریم. آنها با قرائتهای خود از ابن سینا او را فیلسوف شرق و مقلد فلسفه یونان می نامند و در مقابل ابن رشد به عنوان شارح ارسطو یعنی غرب قرار می دهند. مشکل قرائت دانشمندان غربی در مورد ابن سینا و مواریث فکری ما نیست، بلکه تبدیل کردن کورکورانه این قرائت به عنوان قرائت رسمی کانون فلسفه در ایران است. عین این را می توان در مورد فلسفه امام محمد غزالی گفت که آنها هیچ درک درستی از این فیلسوف و عارف نابغه ندارند. اینکه آنها از دل مواریث تاریخی خود دانش نوین درآوردند، نشان زیرکی و پشتکار آنهاست، ولی ما به علت امتناع تفکری که همان "ابن سیناشناسان" غرب‌گرا به خورد ما داده اند، موفق نشدیم که از دل آثار ابن سینا، فارابی، غزالی، بیرونی و دهها دانشمند بزرگ دیگر جهان اسلام به خلق ایده های بزرگ علمی برسیم و آنها را تئوریزه کنیم.

*ابن سینا چه اهمیتی برای طالبان علم در ایران و جهان دارد؟

ابن سینا امروز نیز مثل دیروز برای ما در ایران جنبه پژوهشی دارد. او حکم یک شخصیت تاریخی را دارد که متعلق به گذشته است و تنها برای کسانی جالب است که علاقه به طب ابن سینایی دارند، درحالی‌که اروپایی‌ها امروز با حیرت، ولی خاموش و بی سر و صدا به قانون طب می نگرند و از نبوغ ابن سینا در زمینه چشم پزشکی و بسیاری امور دیگر استفاده می‌کنند. همه فصول قانون طب در سه گام خلاصه می شوند: نام بیماری، علائم و تشخیص و راههای معالجه. من با مطالعه آثار ابن سینا، به ویژه قانون طب و آثار مرتبط او به این نتیجه رسیده ام که آثار ابن سینا یک جواهرخانه کشف نشده است که ما باید با ایجاد کرسی ابن سیناشناسی به طور سیستماتیک و همه جانبه به آن بپردازیم و تنوع نگاه او را کشف کنیم. آثار او باید از صفر تا صد جمع آوری شوند، آثار عربی او باید جملگی به فارسی ترجمه شوند تا دانشجویان بتوانند برای تحقیقات خود به مجموعه آثار این دانشمند نابعه دسترسی سریع و بدون دردسر داشته باشند. من ابن سینا را پدر روان‌درمانی گفتگویی می‌دانم و کتابی در این زمینه به زبان آلمانی نگاشته ام که به زودی منتشر خواهد شد. قرارم بر این بود که در مجموعه مقالات سینوی در این خصوص بنویسم که به علت مشغله کاری موفق نشدم این کار را انجام دهم.

*ابن سینا چه حرفهایی در مورد روان درمانی زده است؟

ابن سینا در جلد سوم قانون طب با دقت و نوآوری حیرت انگیز در یازده فصل به آسیبهای روانی می پردازد. او بحثش را با خواب طبیعی و غیرطبیعی شروع می‌کند و با انواع بیداری و بی‌خوابی ادامه می دهد و به آسیبهای ذهنی مثل پریشان گویی، بلاهت، خیال‌پردازی، دیوانگی، مالیخولیا و فراموشکاری می‌رسد. ابن سینا به موضوعات دیگر مثل تشنج و اضطراب و استرس نیز می‌پردازد که با تشخیصهای روان‌پزشکی مدرن همخوانی دارد. آنچه که ابن سینا را برجسته و فراتر از زمان خود می برد، تشخیص دقیق علائم بیماری عشق یا به بیانی دقیق‌تر افسردگی ناشی از بیماری عشق است. او بی‌خوابی، کم‌کردن وزن، بی‌انگیزگی و پژمردگی روحی را از علائم افسردگی بر می‌شمارد که امروز در همه استانداردهای روان‌پزشکی و روان‌درمانی مدرن برای تشخیص این بیماری یک اصل است. همان طور که می دانید، ابن سینا با درایت در مدیریت گفتگو با بیمار و مشاهده نبض او موفق به علاجش می شود. ابن سینا در زمینه درمان افسردگی به فشار خون و درک درست از کارکرد عروق و نبض اشاراتی دارد از اهمیت بسیار بالایی برخوردار است.

*آیا این موضوع تاکنون مورد توجه اندیشمندان این حوزه قرار گرفته بود یا شما اولین بار است که از این منظر به ابن سینا توجه کردید؟

در ایران به ارزش و اهمیت ابن سینا در حوزه های روان‌درمانی گفتگویی و روانپزشکی توجه کمی شده است. مقالاتی جسته گریخته در ایران وجود دارد که ارزش جواهرخانه علم ابن سینا را به رخ ما می‌کشند. من فکر می کنم که اگر در دویست سال گذشته به قانون طب ابن سینا می پرداختیم، قطعا امروز روانپزشکی و روان‌درمانی در ایران یک جایگاه جهانی داشت. ولی خوی غرب‌جو خود را باور ندارد و با ندای دیگران به شناخت محدود خود می رسد. هنوز هم دیر نشده. ابن سینا در این زمینه حرفهای جدیدی برای گفتن دارد که می تواند در نگاه ما به خود و تاریخ تحول جدی ایجاد کند.

*ابن سینا کتابی که درباره طب نوشته بود را قانون و کتابی که در مورد فلسفه نوشته بود را شفا نامیده است. شفا یک اصطلاح پزشکی است و شاید بتوان گفت قانون هم یک اصطلاح منطقی و حقوقی است. به نظر شما علت این انتخاب های متقابل چه بوده است یعنی به نظر می رسد که طبیعی بود که ابن سینا نام کتاب پزشکی خود را شفا می گذاشت و ...، هدف ابن سینا از این نامگذاری چه بوده است؟

من فکر می کنم که پاسخ به پرسش شما، بسیاری از ابهامات را در مورد این پیش‌داوری تاریخی که تفکر ابن سینا معجونی از ارسطوباوری، افلاطون‌باوری و نوافلاطونی‌باوری است، می تواند روشن کند. دو اثر قانون و شفا در آفاق تفکر ابن سینا دو روی یک سکه هستند. هدف غایی قانون طب و فلسفه ابن سینا شفاست. این دقیقا همان چیزی است که ابن سینا را در تاریخ تفکر برجسته می کند. بدیهی است که آثار ارسطو و مکاتب دیگر در آثار او مشهود است، ولی این دلیلی منطقی و قابل دفاع برای ارسطوباور بودن او نیست. تصدیق یا تصحیح برخی از مبانی فکری ارسطو یا هر کس دیگر دلیل بر هم-مکتب-شدگی با او نیست. سلامت ذهن و بهداشت رفتار انسان برای ابن سینا آن قدر مهم و حیاتی بوده است که قانون و شفا را کنار هم می گذارد: قانون به عنوان سیستم تشخیص و درمان بیماری فیزیکی و شفا به عنوان جان‌شناسی و شفای چرخه روح و روان. آثار ابن سینا داری یک سیستم به هم پیوسته است که باید به آن ورود کنیم تا آن را بشناسیم. من که امروز با شما صحبت می کنم، در مقابل ابن سینا و نیاکان فکری‌مان به‌خاطر کم‌کاری‌ها و تنبلی‌های قشر ازخودگریز کشورم که به عقل خود و شعور کشورم قفل امتناع تفکر زده است، شرمسارم. پاسخ به پرسش‌های وزین شما گوشه ای از دردنامه علمی من است. سپاسگزارم!

 

0/700
send to friend
مرکز فرهنگی شهر کتاب

نشانی: تهران، خیابان شهید بهشتی، خیابان شهید احمدقصیر (بخارست)، نبش کوچه‌ی سوم، پلاک ۸

تلفن: ۸۸۷۲۳۳۱۶ - ۸۸۷۱۷۴۵۸
دورنگار: ۸۸۷۱۹۲۳۲

 

 

عضویت در خبرنامه الکترونیکی شهرکتاب

Designed & Developed by DORHOST