کد مطلب: ۲۰۲۳۹
تاریخ انتشار: شنبه ۷ دی ۱۳۹۸

دوست دارم روی مرز داستان و ناداستان قدم بزنم

حمید نورشمسی

مهر: مجموعه داستان «آدم‌های چهارباغ» تازه‌ترین اثر منتشر شده از سوی علی خدایی از داستان‌نویسان پیشکسوت اصفهانی است که به نوعی ادای دین او به شهرش اصفهان نیز به شمار می‌رود.

خدایی در گفتگو با مهر درباره این اثر و سبک و سیاق نگارش آن عنوان کرد: خیابان چهارباغ در زمره قدیمی‌ترین خیابان‌های شهر اصفهان و محل عرضه اولین‌های هر پدیده مدرنی در این شهر بوده است. از سینما و هتل و کافه تا فروش اسباب و لوازم منزل و قنادی... آدم‌های که به اصفهان می‌آمده‌اند همیشه در چهارباغ دنبال چیزهای تازه بوده‌اند و همواره با آداب خاصی در خیابان حاضر بوده‌اند. مثلاً با لباس نو و یا با پول کافی برای خرید کردن. چهارباغ چیزی مانند خیابان فردوسی و نادری در تهران بوده و البته سابقه تاریخی بیشتری نسبت به آنها داشته است. چهارباغ جایی است که نویسندگان زیادی از شاهرخ مسکوب تا هوشنگ گلشیری درباره آن نوشته‌اند و یا شعر سروده‌اند. افرادی مانند صادق هدایت در هتل معروفش یعنی هتل جهان رفت و آمد داشته‌اند یا شاعری چون عارف. با این مقدمه می‌خواهم بگویم در کتاب «آدم‌های چهارباغ» سعی شده تا آدم‌های در رفت و آمد یا مشغول در این خیابان نشان داده شوند و الزامی به بازگویی و یا تصویر کشیدن وجه تاریخی این مکان نداشتم. این آدم‌ها تیرک‌هایی هستند که راه را برای داستان‌های بعدی من نشان می‌دهند.

این نویسنده ادامه داد: من در این کتاب «چهارباغ» خودم را ساخته‌ام و فکر می‌کنم به اندازه همه آدم‌های اصفهان امکان ساخت چهارباغ در خیال و تصویر وجود دارد. ما در این کتاب قرار نیست با داستان‌هایی شگفت از نوعی که معمول است روبرو باشیم بلکه من سعی کردم در مرز میان داستان و ناداستان در آنها حرکت کنم. فیگورها، حرکات، گفت و شنودها، معرفی مکان‌ها و داستانی که با آن روایت می‌شود همه در خدمت حرکت در این مسیر هستند. همه این‌ها و آدم‌هایی که دست‌مایه داستان‌های من هستند به هم پیوسته‌اند تا نوعی آشنایی تازه با چهارباغ در این متن‌ها حاصل شود

خدایی در پاسخ به این سوال که فکر می‌کند در انجام این تصویرسازی تازه تا چه اندازه موفق بوده است نیز گفت: این را به عهده خواننده بگذارید و اجازه بدهید او حسش را از این مساله بیان کند. ما در سینمای ایران شخصیتی مانند مرحوم علی حاتمی داریم که همه تصویری که از تهران قدیم داریم را او در حافظه جمعی ما ساخته است. به نظرم یک اثر هنری موفق باید اینگونه در ذهن مخاطب جای بگیرد. شخص من از اینکه شیوه‌های مختلف نوشتن را تجربه کنم لذت می‌برم. از اینکه این اثر را ایجاد کردم و نیز سه اثر دیگر نیز با این تم در دست تولید دارم کیف می‌کنم وفکر می‌کنم این تجربه تازه لذت بسیاری لااقل برای من دارد.

این نویسنده ادامه داد: در این مجموعه داستان من به عنوان نویسنده خود را موظف دانستم که برساخته ارائه کنم. همه نویسندگان باید برساخته خود را ارائه کنند و من هم برساخته خودم از اصفهان را بیان کرده‌ام. برساخته‌ای که می‌خواهد یک چهارباغ از نگاه من را روایت کند.

وی در پایان تاکید کرد: امیدوارم کاری که در» آدم‌های چهارباغ» کرد