کد مطلب: ۲۰۲۵۲
تاریخ انتشار: یکشنبه ۸ دی ۱۳۹۸

خبرهایی که پوستت را می‌کَنَد!

ایسنا: «صبح وقتی از خواب بیدار می‌شویم، باید کلاه‌خود و لباس آهنین تنمان کنیم که بتوانیم پایمان را از خانه بیرون بگذاریم و بجنگیم با هر چیزی که علیه ماست. هوا علیه ماست، آب علیه ماست، کوه علیه ماست و ...؛ برای چه؟! برای اینکه خودمان همه‌ اینها را دستکاری کرده‌ایم. ما نمی‌توانیم نفس بکشیم برای اینکه خودرویی که خودمان ساخته‌ایم و وارد کرده‌ایم ما را اذیت می‌کند. آن دانش‌افزایی، آن فهم و آن درک ما را به جایی رسانده که اگر می‌خواهیم کمتر آسیب ببینیم باید کمتر خبر بشنویم.»

فریدون صدیقی ـ استاد روزنامه‌نگاری ـ در گفت‌وگویی با ایسنا درباره‌ی اینکه چرا مردم از خبر گریزانند؟ چنین اظهار کرد: سه عامل موجب رویگردانی بخشی از مخاطبان جدی رسانه‌ها یا به طور کلی رویگردانی مردم از رسانه‌ها شده است که عمده‌ترین آن آسیب‌های ناشی از توسعه‌یافتگی در علوم پزشکی(ژنتیک)، انفورماتیک و به طور کلی توسعه علوم در همه‌ی شاخه‌ها شامل زیست اجتماعی، علوم انسانی، ریاضی و ... است.

علی‌رغم اینکه توسعه‌یافتگی، آثار مفید و بسزایی در مناسبات فردی یا تندرستی ما در فزونی طول عمر و به ظاهر ساده کردن تسهیل مناسبات عمومی و گردش کلی زیست اجتماعی ما داشته اما در عین حال به نظر می‌آید، از تبعات آن بیشتر متضرر شدیم؛ یعنی آسیب‌های ناشی از توسعه بی‌پایان، مکرر، بی‌قرار و سراسیمه بیشتر از آثار مفید آن است؛ چراکه ما همواره با اطلاعات دامنه‌داری روبه‌رو هستیم و وارد پروسه‌ای از دانش‌افزایی شدیم که این خود تبدیل به ضرر شده است.

علت فرار مردم از خبر چیست؟

این روزنامه‌نگار قدیمی در پاسخ به این پرسش که علت فرار مردم از خبر چیست؟ چنین پاسخ می‌دهد: به این رسیده‌ایم؛ به گفته‌ی آن فیلسوف جهانی که گفته بود، دانستن رنج است؛ یعنی ما هر چه‌قدر که بیشتر می‌دانیم، بیشتر رنج می‌بریم. برای اینکه آثار و تبعات و پیامد این تکنولوژی‌های نوین و علم نوین، وضع قوانین و مقررات جدید است که همه‌ی اینها نتیجه‌اش این شده است که ما را از یکسری آسیب‌ها برحذر می‌دارد، این اتفاق به شکل جدی در مناسبات ما شکل گرفته است و تا پیش از این اگر یک زندگی ساده را می‌شد با دو پدیده حرکت داد و جست‌وجو داد و مثل برق آن را پیش برد، الان اینگونه نیست. همه چیز برقی شده است. وقتی صبح از خواب بیدار می‌شویم با انواع وسایل برقی حیات زنده داریم و نگرانیم آنها خراب نشوند و اگر یکی از آنها از کار بیفتد ما بخشی از زندگی‌مان را از دست می‌دهیم. بنابراین این توسعه یافتگی الزامات و آیین و قوانین و مقرراتی که با خودش آورده، یک فرسایش روحی و یک خستگی روانی هم پیش روی ما قرار داده است. به دلیل اینکه در منزه‌ترین جوامع و دموکراتیک‌ترین جوامع افسرگی بیداد می‌کند و آدم‌ها از طبیعت دور می‌شوند. هر چه‌قدر علم توسعه پیدا می‌کند، ما بیشتر طبیعت را خوار و نابود می‌کنیم. نتیجه مشکلاتی از قبیل هوای آلوده و ... این است که آسیب‌های روانی‌مان روزبه‌روز بیشتر می‌شود و گرچه ظاهرا سالمیم، می‌دویم، راه می‌رویم ولی روحمان آسیب دیده است. این مساله یکی از علت‌های فرار مردم از خبر است.

زمانی که روح از خبر آسیب می‌بیند

صدیقی سپس گفت: یک عا