کد مطلب: ۲۰۳۶۳
تاریخ انتشار: سه شنبه ۸ بهمن ۱۳۹۸

آدم‌های کم‌حوصله مخاطب شعر جدی نیستند

مریم شهبازی

ایران: این که «دوره شعر و شاعری تمام شده» را اغلب‌مان حداقل یک مرتبه شنیده‌ایم. حتی گاهی هم با مصداق‌هایی از این دست روبه‌رو شده‌ایم که در گذشته‌های دور، آن سال‌هایی که رد پایی از آن در دوران مشروطه هم دیده می‌شود، شعر در حکم رسانه‌ای اثرگذار عمل می‌کرده. درست برخلاف امروز که سر از پستوی خانه شاعران و معدود بازماندگان علاقه‌مند به این بخش ادبیات‌مان درآورده است. با این حال اسماعیل امینی، شاعر، منتقد ادبی و پژوهشگری که بیش از چهل سال از فعالیت جدی او در این عرصه می‌گذرد، نظر دیگری دارد. او که تأکید بسیاری به پرهیز از اظهارنظرهای به اصطلاح صفر و صدی دارد، می‌گوید: «آدم‌های کم حوصله در هیچ دوره‌ای مخاطب شعر نبوده و امروزه هم نیستند. حتی در سال‌های حکمفرمایی شعر به‌عنوان رسانه هم کمتر بحث نوع جدی شعر در میان بوده، بلکه افراد معترض به شرایط اجتماعی یا حتی سیاسی بیشتر از شکل و شمایل آن برای نشر گفته‌های خود بهره می‌گرفته‌اند.» او ضمن گلایه از افرادی که به خود حق اظهارنظر درباره اینکه دوره شعر یا حتی فلان قالب به سرآمده می‌دهند از وضعیت حاکم بر دانشکده‌های رشته زبان و ادبیات فارسی هم گلایه دارد و به نکته قابل تأملی اشاره می‌کند، اینکه هنوز هم بعد از گذشت بیش از هشتاد سال از دایر شدن رشته ادبیات فارسی در دانشگاه تهران تغییر چندانی در سرفصل‌ها و برنامه‌ریزی‌های درسی رخ نداده! او مهم‌ترین دلیلش را هم در این می‌داند که انگار برخی از دست بردن در کاری که بزرگانی همچون بدیع الزمان فروزانفر پایه‌گذار آن بوده‌اند، هراس دارند. گفته‌ای که نه به این شکل، اما به گونه‌های مشابه از زبان دیگر اهالی ادبیات هم شنیده‌ایم؛ اینکه برای کارآمد شدن خروجی دانشکده‌های متعدد زبان و ادبیات فارسی به بازنگری جدی در سرفصل‌های آنها نیاز است. گفت‌وگوی امروزمان را با این استاد دانشگاه و فعال ادبی می‌خوانید.

شما از جمله شاعرانی هستید که تجربه‌های متعددی از حضور در داوری جوایز مختلف ادبی و حتی دبیری رویدادهایی همچون شعر فجر برعهده داشته‌اید؛ ارزیابی‌تان از وضعیت امروز شعر چیست؟ بویژه برخی همکاران‌تان تأکید دارند شعر دیگر جایگاهی میان مخاطبان کم حوصله امروز ندارد!
در پاسخ به این سؤال باید به اختلاف نظری که با دیگر همکاران و دوستان شاعر دارم اشاره کنم، حتماً بارها شنیده‌اید که شعر دیگر جایگاه گذشته‌اش را ندارد! این را قبول ندارم و برعکس معتقدم که شعر جدی از همان ابتدا، حتی در دوران بزرگان ادبیات کلاسیک هم مخاطبانی خاص داشته است. البته تردیدی نیست که به هر حال تعداد علاقه‌مندان آن بیش از امروز بوده اما شعر همواره مخاطبانی کمتر از متون نثر چه به شکل مکتوب و چه به شکل شفاهی آن داشته است.
حتی در دوره‌ای که نقشی همچون رسانه‌های امروزی را میان مردم ایفا می‌کرده؟
حتی آن دوران هم به گونه‌ای نبوده که مدعی شویم شعر مخاطبانی عام داشته! آدم‌های کم حوصله در هیچ دوره‌ای مخاطب شعر نبوده و امروزه هم نیستند. شما اگر به بررسی سال‌های حکمفرمایی شعر به‌عنوان رسانه هم ب