کد مطلب: ۲۰۴۳۵
تاریخ انتشار: سه شنبه ۲۹ بهمن ۱۳۹۸

هنوز سراغ گم‌کرده‌هایم را از شمیم می‌گیرم

بهنام ناصری

اعتماد: نام شمیم بهار با غیبت دیرسال او گره خورده است. نویسنده و منتقد ادبی و سینمایی که سال‌هاست خلوت گزیده. نه در جمعی حضور می‌یابد، نه زیر بار گفت‌وگو با نشریه‌ای می‌رود، نه تن می‌دهد به سپردن نوشته‌ای از خود به جریده‌ای برای انتشار. با این حال به تازگی کتاب «دهه ۴۰ و مشق‌های دیگر» که نوشته‌های سالیان دور اوست، از سوی نشر بیدگل منتشر شد. کتابی شامل سه دفتر که اولی داستان‌ها، دومی مجموعه یادداشت‌ها، نقدهای ادبی و سینمایی و سومی فیلمنامه‌ای است به نام «عاشقانه» که بنا به اظهار ناشر «از میان فیلمنامه‌های تمام و ناتمام نیمه اول دهه پنجاه، تنها فیلمنامه‌ای است که از این نویسنده باقی مانده است.» با آیدین آغداشلو، نقاش، گرافیست و منتقد و از دوستان و معدود معاشران شمیم بهار در تمام سال‌های خلوت‌گزینی او، درباره هنر بهار، دوری‌اش از جمع‌ها و انظار و نیز هاله مبهمی که گرد نام او تنیده شده گفت‌وگوی مفصلی کردم که مختصری از آن را در ادامه می‌خوانید. متن مشروح گفت‌وگو در سالنامه «اعتماد» منتشر خواهد شد.

بعد از سال‌ها کتابی از آقای شمیم بهار منتشر شده که حاوی آثار متعددی از ایشان در فرم‌های ادبی و هنری مختلف است. ایشان در تمام سال‌های غیبتشان نام بحث‌برانگیزی در هنر وادبیات ایران بوده‌اند. به نظر شما شمیم چه اهمیتی در قلمرو فرهنگ و هنر ایران دارد؟

صحبت درباره شمیم بهار، زندگی و آثارش کار آسانی نیست. چطور می‌شود یک عمر طولانی پرثمر را در چند کلمه بازگو کرد؟ با این حال چون خودش دلش خواسته از بخش مختصری از این انزوای خودخواسته خارج شود و کتابی از کارهای سابقش منتشر کند، من هم به خودم اجازه می‌دهم چند کلمه‌ای درباره‌اش صحبت کنم. لطف دوستی طولانی شمیم بهار، لطف عظیمی بود که شامل من شد. در طول این سال‌ها همیشه از حضورش بهره بردم، همیشه سؤال‌کننده بودم و همیشه راهنمای بزرگ من بود. زندگی آرامی را پیشه کرد. بدون جنجال، بدون زیاده‌خواهی، بدون خودستایی. بنابراین شاید با هر شخصیت معتبری که آرامش را پیشه کرده باشد، قابل قیاس است. از این نظر آدم یگانه‌ای است.

این خلوت‌گزینی آیا الگوی محبوب شما از یک نویسنده و هنرمند هم هست؟

قصد این را ندارم بگویم الگوی مناسب کل جهان یا حتی من است ولی آن چیزی که شمیم بهار خواسته به هر دلیلی یا شاید به دلایل بسیار پیچیده‌ای انجام شده. حاضر بوده خواسته خودش را بدون ترس و بدون واهمه شکل بدهد و عملی کند. از این نظر الگوی بزرگی برای من بوده. وقتی به زندگی شخصی او نگاه می‌کنم، می‌بینم بسیار ملایم و بی‌غضب و بی‌غیظ زندگی کرد. آدم‌هایی را که دوست داشته، بهشان وفادار مانده و اگر کسانی را دوست نداشته از آنها دور مانده. او این طوری برای خودش حاشیه امن سعادت‌آمیزی فراهم کرده. همیشه آدم با مناعت طبعی بوده و هست. معمولاً برای هر کاری که انجام داده، مزدی طلب نکرده و این نگاه وسیع و بسیط حاصل عمری اندیشه درست است. حاصل یک شعور شامل و کامل است. واقعاً برای من بسیار دشوار است از دور نگاهی به حاصل عمر او بیندازم. آن هم در این فرصت کوتاه؛ اما همین‌قدر می‌توانم بگویم که میل و طبع او با سرسختی و استقامت کم‌نظیری همراه بوده. با تأمل شگفت‌انگیزی همراه بوده. خودش را در قید و بند خواسته‌های مختصر، شهرت‌های گذرا و حسرت‌های بی‌حاصل نگذاشته. عمرش را به اندیشه درست و کار خیلی زیاد گذرانده. کاری که در باب حجمش هر قدر هم من به او نزدیک بوده باشم، بسیار دور هستم. دورتر از آنکه بتوانم داوری کنم و حجم واقعی آن را بازگو کنم. کار تمام وقت. کار تمام ساعات. کاری که به نفع تولید درست انجام شده نه به نفع مزد و تشویق؛ نه به قصد به جا آمدن و به جا آورده شدن. به همین دلیل است که هیچ وقت از به جا آورده نشدن دلش نشکسته. او همواره خواست خودش را که خواست مبارک و محترمی بوده، اولویت داده به حوادث و تحول‌هایی که خارج از آن خواست بوده و در نتیجه توانسته با تسلط بی‌نظیری زندگی خودش را اداره کند و این همیشه برای من اسباب غبطه بوده.

کتابی که به تازگی از آقای شمیم بهار منتشر شده شامل آثار دهه ۴۰ ایشان است. ضمن اینکه عبارت «و مشق‌های دیگر» را هم پیوست عنوان کرده‌اند که یعنی در کارهای تاکنونی ایشان اینها را صرفاً باید «مشق» بدانیم که طبعاً فاصله‌ای کیفی باید داشته باشد با آثار اصلی و مهمی که هنوز چاپ نشده‌اند. این آیا بدان معناست که ایشان مانند بیژن الهی بنا ندارند آثار متاخرشان را در زمان حیات منتشر کنند و صرفاً امکان بازخوانی و نقد آثار نیم قرن پیش‌شان را به ما داده‌اند؟

گمان می‌کنم شمیم بهار خودش باید این کار را به سامان برساند. چون بیژن الهی همیشه این امید را داشت که شمیم هست تا حاصل عمر او را مدون کند. بعد از شمیم بهار گمان نمی‌کنم چنین تصوری را بشود دنبال کرد. هر کاری که هست او خودش باید بکند.

فکر می‌کنید این اتفاق خواهد افتاد و ایشان با انتشار آثار این سال‌ها در زمان حیات‌شان درها را به سوی بازخوانی و نقد آثار خود خواهند گشود؟

حتماً. برای اینکه خود او درباره آثارش منتقد بسیار سختگیری است. او از هر چیزی که قبلاً درباره‌اش یقین داشته، فاصله می‌گیرد و دوباره به آن نگاه می‌کند. من همیشه از این خوشحال می‌شوم که آدم -به قول احمد شاملو- یقین گمشده نداشته باشد بلکه یقینش را پیدا کند و آن را بپذیرد. این شکل خوشش است. البته شکل ناخوشش هم اشکالی ندارد. یعنی اگر تمامی یقینش از دست رفته باشد، او دوباره جا خالی می‌کند برای یقین تازه و به این ترتیب، معنای او همچنان نو و تازه می‌شود و ادامه پیدا می‌کند.

گفته شده که ایشان-در عین خلوت‌گزینی- به سختی کار کرده، خوانده و نوشته‌اند. با توجه به معدود بودن آدم‌هایی که ایشان در این همه سال حضور خود را با آنها تسهیم کرده‌اند، پرسش این است آیا قاعده نانوشته «تقاضا عرضه می‌آورد» در مورد ایشان صادق نیست؟ آیا هنرمندی چون شمیم بهار به این محرک بی‌نیاز بوده؟

تقاضا می‌تواند عامل محرک هنرمند باشد اما نه برای شمیم بهار. اگر بپرسید این خلوت‌گزینی به دنبال خود دور بودن یا دور ماندن عمدی از جریان‌های جهان اطرافش را برای او به همراه داشته، خواهم گفت نه این‌طوری نبوده. او با دقت خیلی زیاد هر چیزی را دنبال کرده. هر اثری را که واجد ارزش بوده خوانده و هر چیزی که دیدنی بوده، دیده. یعنی آن ارتباط مهمی را که لازم است یک هنرمند با جهان اطرافش داشته باشد، من شاهد بودم که در تمام این سال‌ها داشته. برای خود من که خیلی سعی می‌کنم در جریان امور باشم، بسیار پیش آمده است که چیزهایی را که گم کرده یا از دست داده بودم، از او بپرسم. همیشه جلوتر از من مسائل را تعقیب کرده و بیشتر از من دانسته است.

 

 

0/700
send to friend
مرکز فرهنگی شهر کتاب

نشانی: تهران، خیابان شهید بهشتی، خیابان شهید احمدقصیر (بخارست)، نبش کوچه‌ی سوم، پلاک ۸

تلفن: ۸۸۷۲۳۳۱۶ - ۸۸۷۱۷۴۵۸
دورنگار: ۸۸۷۱۹۲۳۲

 

 

عضویت در خبرنامه الکترونیکی شهرکتاب

Designed & Developed by DORHOST