کد مطلب: ۲۰۷۵۹
تاریخ انتشار: چهارشنبه ۱۷ اردیبهشت ۱۳۹۹

هر کودکی باید زندگی بهتری داشته باشد

عظیم طهماسبی

دکتر گلبرگ باشی در اهواز به دنیا آمد و در سوئد رشد کرد. او در دانشگاه‌های منچستر و بریستول تحصیل کرد و مدرک دکترای‌اش را از دانشگاه کلمبیا گرفت. باشی علاوه بر تدریس در دانشگاه، نویسنده و ناشر کودک است و کتاب «ف مانند فلسطین» تحسین منتقدان را برانگیخته است. با او درباره‌ی آراء و آثارش و فعالیت‌ها‌ی‌اش در زمینه‌ی ادبیات کودک و حقوق زنان گفت‌وگویی کرده‌ایم که در پی خواهد آمد:

 

- در ابتدا از شما سپاسگزارم که پذیرفتید تا در این گفتگو شرکت کنید. لطفاً بفرمایید ایران و مفهوم ایرانی در نظر شما بیش از هر چیز یادآور چیست؟ بی‌شک تجربیات ویژه‌ی افراد در دیدگاههایشان درباره‌ی مسائل گوناگون از جمله وطن تأثیر می‌گذارد. با توجه به آنکه شما از دوره‌ی کودکی تاکنون در خارج از ایران زندگی می‌کنید چه تصور یا پیوندی با وطن دارید؟

از وقتی که برای این مصاحبه می‌گذارید ممنونم. مفهوم ایران برای من خانه است؛ کشورم جایی است که احساس می‌کنم می‌توانم به نوعی با دیگران صحبت کنم. همان خانه و خانواده. من از کودکی از وطن دور شدم و بخشی از آن تجربه‌ی کودکی خیلی دردناک و رنج‌آور بود که در جنگ ایران و عراق رخ داد. پدر من اهوازی بود و اهواز و خانه‌ی ما از نخستین جاهایی بود که مورد حمله قرار گرفت. به‌خاطر همین من نسبت به وطن تعصب خاصی دارم.

- از تجربه‌ی مهاجرت وتأثیرات آن بیشتر بگویید.

وقتی ما از ایران به سوئد مهاجرت کردیم در مدرسه‌ی ما هفته‌ای به نام هفته‌ی صلح بود. قرار بود در این هفته کودکان به سران کشورهای مختلف نامه بنویسند. من تصمیم گرفتم برای سران کشورم نامه بنویسم و در نامه‌ام نوشتم که دلم برای ایران تنگ شده، ایران خانه‌ی من است و آرزو دارم ایران به پیشرفت و رفاه برسد. برای همین یک نوع حالت دوگانگی [۱] در من و شاید خیلی افراد دیگر به‌وجود آمد که هم احساس تملک [۲] و عشق بی‌اندازه و تاحدی نامعقول [۳] و ناامیدکننده در من شکل گرفت که چرا من نمی‌توانم در آنجا زندگی کنم و چرا مردمم زجر می‌کشند و برای چه مردم جهان مثل من در مورد کشور من- که به عقیده‌ام از مهم‌ترین فرهنگ‌های جهان است- چندان چیزی نمی‌دانند.

- چرا به ایرانشناسی علاقه‌مند شدید؟ آیا دلیل انتخابِ رشته‌ی ایرانشناسی همین دوری از وطن و کنجکاوی دوران کودکی شما بر می‌گردد؟  

وقتی می‌خواستم وارد دانشگاه بشوم مثل خیلی از ایرانیها دوست داشتم در رشته‌های علوم پایه تحصیل کنم، اما اشتیاقم بیشتر به دانستن درباره‌ی ایران بود. دلم می‌خواست بدانم چرا ایران به رغم اهمیت، زیبایی و فرهنگ غنی‌اش چنین وضعیتی دارد. ورود من به ایرانشناسی از اینجا آغاز شد و همین‌طور فراگرفتن زبان عربی. من دوست داشتم علاوه بر زبان فارسی زبان عربی را هم- به عنوان یکی از زبانهای کشور ایران- بیاموزم. تمرکز لیسانس من بر ادبیات بود.

- چطور شد به سمت‌وسوی سمت مطالعات زنان در ایرانشناسی کشانده شدید؟  

 ما در طی سالهای اصلاحات ۱۹۹۷ و ۹۸ زیاد روزنامه‌های ایرانی می‌خواندیم و به طور خودجوش در طی کلاسهایمان وبلاگ‌های خانمهای ایرانی و نیز اشعار شاعران و نویسندگان معاصر: پروین اعتصامی، فروغ فرخزاد،