کد مطلب: ۲۲۱۴۱
تاریخ انتشار: سه شنبه ۲۴ تیر ۱۳۹۹

دیالکتیک فرد و اجتماع

محمدجواد لسانی

اعتماد:  معنای هویت چیست؟ نیاز آدمی برای کسب هویت، تا چه اندازه جدی است؟ و میان هویت انسانی و هویت اجتماعی چه تفاوتی نهفته است که آدم‌ها برای خود ساخته‌اند؟

 هویت یا کیستی، مجموعه‌ای از ویژگی‌هاست که فرد را از دیگران تمایز می‌دهد. به‌طوری که می‌توان این تعریف را به همه موجودات تعمیم داد؛ زیرا هویت هر پدیده، بیانگر شکل و ماهیت وجودی آن است. به همین ترتیب هویت اجتماعی (Identity Social)، مجموعه‌ای از خصوصیات اجتماعی، فرهنگی، زیستی و تاریخی همسان است که بر یگانگی اعضای آن دلالت می‌کند و آن را در یک ظرف زمانی و مکانی معین، از سایر گروه‌ها متمایز می‌سازد. به عبارت روشن‌تر، هویت اجتماعی, خصیصه پایدار گروهی از انسان‌ها در یک کلیت اجتماعی است و بر درک افراد از گروه خود استوار بوده و ذاتی نیست، بلکه محصول توافق میان افراد آن است. آنچه یک گروه انسانی را هویت می‌بخشد، شباهت‌هایی است که باعث تفاوت آنها از گروه‌های دیگر می‌شود. در توضیح علمی آن، نموداری می‌توان رسم کرد که هویت اجتماعی هر عضو، بر سه پایه بنا می‌شود؛ نخست، همسانی او با سایر اعضای گروهش، دوم، جایگاهی که برایش تعیین می‌شود تا نسبت او میان نیروهای اجتماعی حاضر تعریف شود و سوم، نوع رابطه او با سایر اعضاست که در نهایت، هویت و تعلق فرد را در جامعه هدف، امضا می‌کند.
 نام «ریچارد جنکینز»، برای دانش پژوهان اجتماعی، ناآشنا نیست. دغدغه اصلی او «شناخت هویت» است، این جامعه‌شناس، به سال ۱۹۵۲ میلادی در «لیورپول»زاده شد و علاوه بر تحقیقات میدانی، کتابی به نام «هویت اجتماعی» پدید آورد که بازتاب فراوانی در محافل علمی دنیا داشته تا آنجا که تن‌ها در ایران توانسته طی دو دهه، به چاپ‌های متعددی برسد که واپسین آن به سال ۱۳۹۴خورشیدی برمی‌گردد. این استقبال، خبر از پر مایه بودن
 اثر می‌دهد.
 پروفسور جنکینز در دانشگاه «شفیلد» انگلستان دارای کرسی جامعه‌شناسی است و پیش از آن هم، چند تجربه خوب آموزشی، فراتر از مرزهای این کشور، گذرانده، که نمونه کار در دانشگاه بزرگ «بلفاست»، یکی از آنهاست. این پژوهشگر، با کوششی پربار در دو عرصه اتنولوژی (مردم‌شناسی) و آنتروپولوژی (انسان‌شناسی فرهنگی)، توانسته نکته‌های تازه‌ای به این دانش‌ها بیفزاید و زاویه‌های تاریکی از جایگاه انسان در جامعه و بوم خود را نمایان سازد. خوب است پیش از پرداختن به متن، به‌طور فشرده، تفاوت‌های ظریف این دو رشته علمی، آورده شود؛ آنتروپولوژی یا انسان‌شناسی، نوع بشر را از نظر ویژگی‌های ساختاری و ظاهری و تفاوت‌های فردی مطالعه می‌کند و از این رهگذر به عرصه گسترده نژادشناسی می‌رسد که بخش غیر زیستی آن، کارکرد فرهنگ در جامعه را مدنظر قرار می‌دهد.
 اما دانش مردم‌شناسی چیز دیگری است؛ باید گفت این علم، آیینه تمام نمای جامعه معاصر است یعنی می‌تواند پیدایش نهادها و بنیان‌های کهن فرهنگی را علت‌یابی کند؛ چه آنها که در مناسبات کنونی، هنوز زنده هستند یا در باور آن بافت جمعیتی، اعتبار خود را از 
دست داده‌اند. هدف ا