کد مطلب: ۲۲۵۹۴
تاریخ انتشار: شنبه ۱۲ مهر ۱۳۹۹

«اندیشه‌ی دور و دراز» محمدعلی فروغی و ایام کرونایی

دکتر مریم حسینی

محمدعلی فروغی (۱۲۵۴- ۱۳۲۱ه.ش) ملقب به ذُکاءالمُلک، مترجم، ادیب، فیلسوف، تاریخ‌دان، روزنامه‌نگار، سیاست‌مدار و دیپلمات بود. وی نقش مهمی در تأسیس دانشگاه تهران داشت و همچنین او پایه‌گذار و نخستین رئیسِ فرهنگستان ایران است. فروغی نخستین رئیس انجمن آثار ملی نیز بود که به تلاش برای نهادینه کردنِ پاسداری و نگهداری از آثار تاریخی ایران پرداخت. فروغی همچنین چندین اثر مهمِ ادبی را تصحیح کرده که مشهورترین آن‌ها، کلیات سعدی است. نخستین کتاب درباره‌ی فلسفه غرب (سیر حکمت در اروپا) نیز به قلم او نوشته شد. علاوه بر این‌ها، فروغی آثار متعددی درباره‌ی تاریخ نوشته است. محمدعلی فروغی از فعالان و مبارزان مهم انقلاب مشروطه ایران بود. در دوران پس از جنگ جهانی اول، عضو هیئت اعزامی ایران به کنفرانس صلح پاریس در سال۱۹۱۹  و جامعه‌ی ملل بود.

کارنامه فروغی سرشار از موفقیت‌های وی برای پیشبرد اندیشه و فرهنگ ایران و جلو انداختن قافله‌ی تمدن ایرانی بود. ذهن خلاق و پویای وی در تمامی عرصه‌هایی که در آنها مشغول به فعالیت بود تأثیر می‌گذاشت و به مدد دانش فراوان و گستردگی نگاه و بصیرتش می‌آمد که آنچه از او بازمانده چه آثار قلمی و چه آثار فرهنگی و سیاسی نام وی را بر تارک بزرگ اندیشمندان و روشنفکران این سرزمین می‌نشاند.

رساله‌ای خواندنی از محمدعلی فروغی به نام «اندیشه‌ی دورودراز» به یادگار مانده که در سال ۱۳۰۶ حدود صدسال پیش از این نگاشته شده است. این رساله[i] را نخستین روایت پیشگویانه‌ی علمی در ایران خوانده‌اند(توکلی، ۱۳۹۵)[ii] برخی هم آن را در زمره‌ی آثار آرمانشهری جای داده‌اند.

رساله حاوی یک درآمد، آغاز و انجام است. در اینجا می‌خواهم نظر خوانندگان این یادداشت را به بخش درآمد این رساله جلب کنم که پیش از این مورد توجه قرار نگرفته است و در روزگار فروغی آن را از جمله خیالبافی‌های نویسنده برمی‌شمردند. فروغی در ابتدای این رساله چنین می‌نگارد:

«از خواندن این رساله توقع ندارم همه‌کس معتقد شود که پیش‌آمد احوال نوع بشر چنان است که من فرض کرده‌ام، زیرا خود نیز مطمئن نیستم چنین باشد، بلکه قریب به یقین دارم که سیر عالم انسانیت در مدارج ترقی عینا مطابق آن‌چه به خیال من رسیده نخواهد بود. مقصود من از نگارش این سطور فقط تفریح خاطر جوانان و برانگیختن ایشان به تفکر بوده است. اگر به سبب عدم احاطه بر دقایق علوم طب و طبیعیات در تخیلاتی که به نگارش درآورده‌ام نقص و عیبی باشد، امیدوارم متخصصین علوم مزبور خرده نگیرند که منظورم اظهار فضیلت نبوده و در متن رساله هم مکرر به عجز و قصور خود اشاره کرده‌ام.»(فروغی، ۱۳۸). جالب اینکه فروغی این رساله را به بانوانی تقدیم کرده که بر حسب ذوق و شور طبیعی و معلومات کسبی ذهن صافی ایشان راغب خواندن این نوع تحریرات می‌تواند باشد.

این رساله به صورت گفت‌وگو شکل گرفته که در آن دو تن از خانمها به همراه همسران‌شان در جلسه کوچکی هستند که در آن راوی برای بیان ایده‌های خود برای آینده بشر درنظر می‌گیرد و این زنان از پرسندگان و مصاحبان راوی هستند. دلیل دیگری که به نظر می‌رسد فروغی را برآن می‌دارد که کتاب را به بانوان این سرزمین تقدیم کند سخن از کتاب و مدرسه و دلنگرانی برای رفت و آمد دانش آموزان در ایام شیوع بیماری‌های فراگیر است.

آنچه فروغی صدسال پیش در این رساله پیش بینی می‌کرد امروز تحقق یافته است. او چنین پیشگویی‌هایی دارد: «هم‌چنان‌که امروز نغمات را در گرامافون ضبط می‌کنند، رسالات و مؤلفات را ثبت نمایند» و «هرکس می‌خواهد کتابی مطالعه کند به‌جای این‌که به چشم می‌خواند به گوش بشنود». فروغی در آن سالها تلفن همراه را هم پیش بینی می‌کند و می‌نویسد که «روزی خواهد آمد که مردم هر آن از هر مسافتی می توانند یکدیگر را ببینند و گفتگو کنند و محتاج نخواهند بود به هم نزدیک شوند»(همان: ۳۵).

فروغی در سال ۱۳۰۶ ه.ش که مصادف با ۱۹۲۸ میلادی است پیش بینی این فضای مجازی امروز را کرده و نوید داده است که در صدسال آینده دیگر نیازی نیست که بواسطه تحصیل علم و یا شرکت در کنفرانس و یا نشست و یا تشکیل جلسه‌ای فردی سفر کند و از جایی به جای دیگر رود بلکه هرکس می‌تواند در خانه بماند و از طریق تماس تلفنی تمامی این تجربیات و آموزش‌ها را حاصل کند. سودمندی‌ای که فروغی برای این نوع ارتباط برمی‌شمرد را از زبان خودش بخوانیم:

«به این طریق اولا توفیر وقت و صرفه‌ی مال بسیار از رفت و آمد معلمین و متعلمین به خانه و مدرسه و تهیه لوازم مدارس از عمارت و میز و نیمکت و غیرها حاصل میشود. ثانیا صحت و سلامت مزاج متعلمین بهتر خواهد بود چه عده بسیار در یک عمارت جمع نشده و هوای کثیف استنشاق ننموده و امراض به یکدیگر سرایت نمی‌دهند و از بسی مفاسد دیگر مادی و معنوی و مزاجی و اخلاقی مصون می‌مانند... از عکس‌تلگرافی یعنی انتقال صور اشکال به‌وسیله‌ی قوه‌ی تلگراف بی‌سیم (téléphotographie) که الان اختراع شده و مشغول تکمیل آن می‌باشند نیز غافل نباید بود که در آن صورت معلم نه تن‌ها با تلفون بیانات خود را به متعلمین می‌شنواند بلکه حرکات و اشارات خود و تصاویر و اشکال را که باید ببینند می‌تواند به ایشان بنماید.»(فروغی، ۳۳)

صد سال پیش از این فروغی پدید آمدن فضای مجازی و تدریس مجازی را پیش بینی کرده و آنرا مفید به حال خانواده‌ها و به ویژه دانش‌آموزان دانسته است. با وجود بیماریهای مسری در آن روزگار چاره را در تدریس مجازی می‌داند. او پیش بینی می‌کند که روزی تصویر معلم‌ها هم به همراه صدای آنها از طریق تلفن و یا تلگراف منتقل خواهد شد. جالب است که در آن مجلس یکی از خانم‌ها از صحبت‌های راوی استقبال می‌کند و آن دوره را بهشت می‌نامد و آرزو می‌کند که آن روز فرا برسد و او مجبور نباشد فرزندانش را در گرما و سرما و بارندگی و اوقات شیوع امراض به مدرسه بفرستد.

در میان سخنان فروغی توجه به رعایت فاصله اجتماعی به چشم می‌خورد. بسیاری از رفتارهای بهداشتی که به تازگی امروز در میان مردمان جهان به واسطه شیوع بیماری کرونا رایج شده از نظر او امری بدیهی و آشکار بوده است. او می‌دانسته و به این نکته توجه داشته که از جمع آوردن کودکان در محیط سربسته که موجب شیوع بیماری می‌شده باید پرهیز کرد و راهکار آن را فضای مجازی می‌دانسته است. او دلسوزانه به آینده اطفال و محصلین توجه داشته است. وقتی از او می پرسند که چه زمانی این امکانات فراهم می‌آید او می‌گوید که «گمان می‌کنم تا آخر زمائه بیستم اگر انجام نگرفته باشد در بیست و یکم البته صورت می‌پذیرد و بسا چیزهای دیگر که به مخیله ما خطور نمی‌کند.»(همان: ۳۶)

امروز در سالهای آغازین قرن بیست و یکم وقتی به مناسبتی یادداشتهای صدسال پیش فروغی را می‌خواندم که چنین بخردانه نوشته شده و چنین پیش بینی‌های عالمانه‌ای کرده است دریغ می‌خوردم بر اینکه پس از گذشت این همه سال هنوز امکانات لازم برای برگزاری نه تن‌ها کلاسهای مجازی که کلاسهای فیزیکی هم آنطور که شایسته و درخور فرزندان این آب و خاک است فراهم نیست و تاسف می‌خوردم که چرا در این روزها سرزمین ما در اوج شیوع بیماری کرونا دستور برگزاری کلاسهای حضوری داده می‌شود که هم معلمین و هم متعلمین گرفتار بیماری شوند. دریغا دریغا فروغ فروغی که همتش و آرزویش اعتلای ایران و سلامت و سربلندی مردم بود. وصف حال فروغی را از زبان دوست و همراهش ملک الشعرای بهار بشنویم:

عمری بسپردیم به کام دگران      ما در تشویش و قوم در خواب گران

القصّه وطن را به دو چشم نگران       رفتیم و سپردیم به هنگامه‌گران

 



[i] . این رساله در جلد اول مقالات فروغی به چاپ رسیده است: محمدعلی فروغی ذکاءالملک(۱۳۸۴) مقالات فروغی،۲ ج، چاپ سوم، تهران: انتشارات توس.

[ii] . حمیدرضا توکلی(۱۳۹۵) اندیشه‌ی دور و دراز پیشگام روایت پیشگویانه علمی در ایران، مجله تاریخ ادبیات ۳/۸۷.

 

 

 

 

 

0/700
send to friend
نظرات 1
  • 0
    0
    پاسخ به این نظر
    انتصار پرستگاری شنبه 12 مهر 1399
    بسیار خواندنی و قابل تامل.سپاس فراوان از شما.
مرکز فرهنگی شهر کتاب

نشانی: تهران، خیابان شهید بهشتی، خیابان شهید احمدقصیر (بخارست)، نبش کوچه‌ی سوم، پلاک ۸

تلفن: ۸۸۷۲۳۳۱۶ - ۸۸۷۱۷۴۵۸
دورنگار: ۸۸۷۱۹۲۳۲

 

 

عضویت در خبرنامه الکترونیکی شهرکتاب

Designed & Developed by DORHOST