کد مطلب: ۲۹۸۷۷
تاریخ انتشار: یکشنبه ۱ خرداد ۱۴۰۱

دلایل مخالفت متشرعان و صوفیان با ملاصدرا

سامان سفالگر

ایلنا: «اگر قرار است که فلسفه‌مان با فلسفه جهانی گره بخورد و گفتگوی جدی با فلسفه جهانی داشته باشد، ملاصدرا و فلسفه وی علی‌رغم برخی نقاط ضعف خود از قابلیت‌های فراوانی برخوردار است.» به اعتقاد موسی اکرمی؛ عدم اقبال نسبت به فلسفه ملاصدرا ریشه در عوامل مختلفی دارد. او می‌گوید: «هنوز زمان آن فرانرسیده که بتوانیم قضاوت کنیم که آیا فلسفه و نگرش صدرایی می‌تواند تبدیل به یک جریانی شود که بتواند خود را توجیه کند و بگوید که آیا در روی آوری به عرفان و قرآن و حدیث، مجاز بوده یا خیر؟ آیا توانسته مفاهیمی را از آن‌ها قرض بگیرد و حلقه‌های مفقود فلسفه را پیدا کند و بتواند آن‌ها به شکل بهتر و منسجم‌تر و دارای توان بیشتری برای پاسخگویی به برخی مسائلی که می‌شود در حوزه فلسفه طرح کرد، عرضه کند؟»

بدون تردید ملاصدرا با سال‌ها فعالیت علمی در حوزه‌های فلسفه و عرفان اسلامی و ایجاد مکتب «حکمت متعالیه» و بهره بردن از محضر اساتیدی نظیر شیخ بهایی، میرفندرسکی و میرداماد و ارائه ایده‌های چشمگیر و قابل توجهی نظیر اصالت وجود، تشکیک وجود و حرکت جوهری، جایگاهی قابل توجه در حوزه فلسفه و حکمت اسلامی دارد و همین مساله زمینه‌های زیادی را نیز جهت نقد و واکاوی افکار و ایده‌های وی فراهم می‌سازد.

همزمان با یکم خردادماه، روز بزرگداشتِ «محمدبن ابراهیم قوامی شیرازی» ملقب به «صدرالمتالهین» یا «ملاصدرا» در گفتگو با موسی اکرمی (استاد دانشگاه و پژوهشگر فلسفه) به برخی از مهمترین مسائل مطرح و مرتبط با ملاصدرا و فلسفه وی پرداختیم که مشروح آن را در ادامه می‌خوانید.

برخی از پژهشگران و صاحب‌نظران حوزه فلسفه معتقدند که حکمت متعالیه ارائه شده از سوی ملاصدرا، تلفیقی از اصول و مسائلی بوده که ملاصدرا آن‌ها را از حکما و فیلسوفان پیش از خود نظیر ابن سینا، سهروردی، افلاطون، ارسطو، فیثاغورث، دوانی، دشتکی و غیره کسب کرده است. آیا این تفسیر را معتبر می‌دانید؟

 

در ظاهرِ امر که می‌نگریم همینطور است. ملاصدرا به طور طبیعی وارثِ فلسفه پیش از خود است که ما در این رابطه دو سنت قوی و برجسته مشایی و اشراقی داریم که سنت مشایی برگرفته از ارسطو است و سنت اشراقی هم تا حد زیاد تحت تاثیر افلاطون و نوافلاطونیان است. هرچند که فارابی به هر حال با برداشتی که از یک رساله‌ای که یکی از نوافلاطونیان نوشته، تصور می‌کرده که کتاب «اثولوجیا» از آنِ ارسطو است و بر پایه آن کتاب فکر می‌کرد که می‌توان تفسیری از ارسطو داشت که ارسطو را افلاطونی تلقی نمود و فاصله‌ای که میان فلسفه این دو وجود داشت را از میان برد. بنابراین جمعی میان آرا دو فیلسوف بزرگ یونانی یعنی افلاطون و ارسطو (استاد و شاگرد) ایجاد کرد و این نگرش را تا حدی زیادی در جهان اسلام نیز گسترش داد.

 

ملاصدرا نیز که با یک میراث قابل توجه و ارزشمند فلسفی رو به رو بود، از یکسو با فارابی و به خصوص ابن‌سینا و تا حدی ابن رشد مواجه بوده و از سوی دیگر، با سنت فلسفه اشراقیِ سهروردی رو به رو بوده و تلاش‌های زیادی کرده تا این دو را با هم تلفیق کند. البته که می‌دانیم از عرفان و تفاسیری که دیگران در مورد آیات قرآنی ارائه کرده‌اند و احادیث و همچنین تفاسیر خ