کد مطلب: ۳۰۲۲۰
تاریخ انتشار: سه شنبه ۴ مرداد ۱۴۰۱

حقیقت مرگ نزد سهروردی چگونه است؟

آناهید خزیر

بیستمین نشست از مجموعه درس‌گفتارهایی درباره‌ی سهروردی به «حقیقت مرگ در فلسفه سهروردی و مقایسه با ابن سینا» اختصاص داشت که با سخنان دکتر قاسم پورحسن (عضو گروه فلسفه دانشگاه علامه طباطبایی) چهارشنبه ۲۹ تیرماه برگزار شد.

پورحسن این‌گونه سخنانش را آغاز کرد: دیدگاهی را ابن‌سینا به طور ویژه درباره مرگ و حیات پس از مرگ مطرح کرد که من بخشی از آن را در کتاب «ابن سینا و خرد ایرانی» که چند ماهی است از سوی انتشارات صراط چاپ شد، آورده‌ام. در بخش آثار ابن سینا که یکی از رساله‌های مهم ابن سیناست، کمتر دیده و کمتر خوانده شده است و ابن سینا در آنجا در هفت مساله، مساله‌ی مرگ و حیات پس از مرگ را در رساله «الاغتنام من خوف‌الموت والشفاء» بیان می‌کند.

سهروردی در دو اثر خود، یک اثر که کمتر خوانده شد و حتی بعضی‌ها تردید کردند که از آن سهروردی است یعنی رساله یزدان‌شناخت که رساله‌ی مهمی در سه باب است. سهروردی بسیار روشن و آشکار برخلاف رساله‌های رمزی خود در این رساله در باب دوم بحثی را در احوال نفس مطرح می‌کند که نیازی به رمزگشایی نیست. سهروردی به صراحت آراء خود را در این رساله درباره مرگ بیان می‌کند. من معتقدم این رساله از آن سهروردی است. برخلاف اشکالات غیردقیقی که برخی وارد کردند که این رساله از آن عین‌القضات همدانی است، از آن سهروردی است و حتی رساله‌ای را با همین عنوان به ابن سینا و نیز به بابا افضل منتسب کرده‌اند.

 

کاویدن بنیادهای مرگ و مرگ‌اندیشی در آثار سهروردی

دوم مقاله پنجم از قسم دوم حکمت‌‌الاشراق است که آنجا سهروردی منظر متفاوتی را مطرح می‌کند که این منظر متفاوت به نظر می‌آید ادامه و بسط مقاله دهم ابن سینا در شفا باشد. در یزدان شناخت مبنای سهروردی در باب ساده و غیرساده بودن نفس است و تقسیمی که از ساده و غیرساده می‌کند که در ساده مبنایش پاک و ناپاک است و در غیرساده مبنای‌اش تام و ناقص بودن است.  مبنای بحث ما این دو اثر سهروردی است. گرچه سهروردی در پرتونامه و هیاکل‌النور هم به این توجه دارد. مفاهیم و اصطلاحاتی که سهروردی در یزدان‌شناخت مطرح می‌کند آنچنان که ما در شرح شهرزوری و قطب‌الدین از مقاله پنجم حکمت‌‌الاشراق می‌بینیم قابل تسری بر باب دوم رساله یزدان‌شناخت است.

مطلب دوم مقدمه درباره خود این مساله است. ما درباره فیلسوفان‌مان و سنت فلسفی‌مان به ندرت وارد بحث‌های انضمامی شدیم. بحث‌های انضمامی سبب می‌شود تا شما ثمره عینی تفکر فلسفی را ببینید مانند بحث‌هایی که درباره جامعه و در باب انسان مطرح می‌‌شود و از جمله بحثی که در باب مساله مرگ طرح شده است. همه ما می‌دانیم که امروزه هم در حوزه فلسفه دین هم در دل‌مشغولی‌های متافیزیکی مساله مرگ مهم است و شاید یکی از بحث‌هایی که امروزه در حوزه فیزیکالیسم طرح شده مساله بقا و جاودانگی انسان است. آنتونی فلو در رساله‌ی «علیه بقا» بحث مبسوطی دارد و مخالفت می‌کند با اینکه نفس انسانی پس از مرگ واجد بقا باشد، پس مساله بقا و مساله جاودانگی و پس از آن مساله زندگی پس از مرگ یا حیات پس از مرگ و چگونگی حیات یکی از بحث‌های مهم است و در بسیاری از مباحث فلسفه دین در ذیل جاودانگی این بحث اهمیت دارد. فوق‌العاده مهم است که ما از منظر فیلسوفی که تصور نمی‌کنیم بنیادهای بحث مرگ و مرگ‌اندیشی را مطرح کرده باشد بخواهیم امروزه مانند سهروردی آن را بکاویم.

 

انسان پس از مرگ از دیدگاه سهروردی

مساله مرگ یک مساله انضمامی متافیزیکی است که در حوزه فلسفه از اهمیت بسیاری برخوردار است و عمده فیلسوفان دین به این مساله توجه دارند و سهروردی هم همانندی با ابن‌سینا دارد و هم تفاوت در باب طرح مساله مرگ. در باب همسانی نزدیک است به اصطلاحات و مفاهیمی که ابن سینا به کار گرفته است مانند اصطلاح انسان غیرساده تام، انسان غیرساده ناقص و متوسط، یعنی تقسیم‌بندی سه‌گانه‌ای که