کد مطلب: ۳۰۵۹۳
تاریخ انتشار: دوشنبه ۴ مهر ۱۴۰۱

انسان در قبال تصدیقاتش مسئولیت اخلاقی دارد

از نقاط حائز اهمیت در حکمت سهروردی، وجود ظرفیت‌های فلسفی جهت بهره‌برداری در فلسفهٔ اخلاق است. خوانش غایت‌انگارانهٔ فضیلت در رسالهٔ «لغت موران» در کنار دیدگاه سهروردی در تعریف دانش، به نتیجهٔ قابل توجهی می‌انجامد. از طرفی گسترش دامنهٔ خُلق، ارادت و مسئولیت اخلاقی، لایه‌های عمیق وجودی انسان ـ به‌عنوان مثال شناخت تصدیقی ـ را به ارمغان می‌آورد و از طرف دیگر «غایت توحیدی» به‌عنوان فضیلت و نه متوجه زیست فضیلت‌مند فاعل اخلاقی، درک می‌شود.

بیست‌وهفتمین نشست از مجموعه درس‌گفتارهایی دربارهٔ سهروردی به «ظرفیت‌های حکمت سهروردی در فلسفهٔ اخلاق» اختصاص داشت که با سخنرانی دکتر احمد فاضلی در روز چهارشنبه ۳۰ شهریورماه برگزار شد.

فاضلی بحثش دربارهٔ سهروردی را چنین آغاز کرد: سهروردی از اهمیت خاصی برخوردار است، به‌طوری که تقریباً از دورهٔ معاصر با خودش، ترجمهٔ آثارش شروع شده است تا آلان که در حیطهٔ دانشی نوعی اقبال مجدد به آثار جناب سهروردی دیده می‌شود. اقبال جامعهٔ دانشی مخاطب به این آثار نشان‌دهندهٔ نکته‌ای است که از هر جنبه‌ای که به آن نگاه کنیم، حائز اهمیت است.

مهم‌ترین آثاری که به شیخ اشراق پرداخته‌اند

یکی از محوری‌ترین آثاری که به‌نحو درجهٔ ثانی به شیخ اشراق پرداخته، یعنی از بیرون به او نگاه کرده کتاب «تاریخ الحکما» تألیف شهرزوری است. یکی از شارحان اصلی شیخ اشراق، در کنار ملاقطب، همین شهرزوری است و شرح‌های اصلی که به سهروردی می‌پردازند، از همین دو نفر است. مطلبی که می‌خواهم بیان کنم مربوط به ردیف ۱۲۵، صفحهٔ ۳۷۵ «تاریخ الحکما» ی شهرزوری است که به‌صورت مفصل به شیخ اشراق می‌پردازد. ردیف ۱۲۵ به این معنی است که صد و بیست و پنجمین فیلسوفی که شهرزوری قصد گزارش آرای‌اش را دارد، شیخ اشراق است. شهرزوری در آنجا از شیخ اشراق با این عبارات نام می‌برد: «الحکیم الربانی المعظم و الفیلسوف المکرم ابوالفتوح یحیی سهروردی» و دنیایی از القاب برای او ذکر می‌کند. من در اینجا دو سه نکته و عبارت را نقل می‌کنم، زیرا القاب بسیار معناداری برای سهروردی به کار می‌برد. ً در صفحه ۳۷۶ آمده است: اگر کسی در سلک ایشان نباشد و مثل ایشان کار خُلقی نکرده باشد، فهم کلامش به این راحتی نیست و بسیار دشوار است. بعد به‌طور مفصل توضیح می‌دهد علت این دشواری چیست. علی‌رغم اینکه عبارت‌ها خیلی عبارت‌های سنگینی نیست و سلاست و روانی را در بعضی عباراتش می‌توان دید، فهمش دشوار است، به گونه‌ای که هم‌دوره‌ها، معاصران و شارحانش از همان ابتدا تصدیق می‌کنند که تا یک فحص کامل در آثارش نشود، نمی‌توان به بحث در مورد کار سهروردی ورود کرد.

ملاصدرا خیلی پررنگ سهروردی را متهم به تعارض‌گویی می‌کند و می‌گوید ایشان وجود را از مقوله حقیقت نمی‌داند اما وقتی که به نفس و اشرف از نفس مثل عقول ملائکه و خداوند متعال می‌رسد، آن‌ها را وجود می‌انگارد. شیخ اشراق در رساله دیگری بیان می‌کند که چیزی که من در اینجا به‌عنوان وجود مطرح می‌کنم غیر از آن وجود اعتباری است و معنای آن «من وجد نفسه» است و به‌معنای وجود اعتباری نیست. باید مجموعه آثارش به‌صورت کامل دیده شود تا بتوان در مورد آن اظهارنظر کرد و حتی ملاصدرا که حاشیه‌هایی بر کتاب‌های منطقی و فلسفی او دارد و آثار او را به‌طور کامل خوانده، تصور تعارض در آثار او کرده است.

 

 

دشواری فهم نظرات شیخ اشراق

بنابراین نکتهٔ اولی که شهرزوری به آن اشاره می‌کند، دشواری فهم کلام شیخ اشراق است. در صفحهٔ ۳۸۰ کتاب «تاریخ الحکما» اشاره می‌کند که شیخ اشراق در آخر کتاب مط