یادداشت و مقاله
- درآمدی بر کتاب «اسطوره» تالیف رابرت آلن سگال
سهند ستاری:
دغدغهی معرفت بایستی همانا عمل یا فرآیندی اثربخش باشد. ـ تئودور آدورنو
در نقد چهرهی سنتمدار و رفتار دگماتیسم اندیشه خاصی از دوران انتقالی، ماهیت تثبیت یافته و مستحکم اسطورهها، بیش از هر مولفهای بر واقعیتهای بهنجار نظریات جریان ساز، تاثیرگذار بوده و هست. اما هیچگاه نباید فراموش کرد که در بطن تمام نظریات، عنصر خود ویرانگری وجود دارد که میتواند هدف و امید یک نظریه را به یاس و کنایهای مفرط بدل کند. بازخوانی کتابی که یکی از کاملترین منابع تحلیلی در باب ماهیت چیستی و چگونگی به بار نشستن اسطورههاست برای اندیشهای اسطورهگریز و پایبند به نگرش تاریخی ـ انتقادی، فعلیتی سخت دشوار است. با این حال نظر به اینکه مطالعهی چنین کتابی، به سبب ادراک معادلات قیاسی و خوانشی تاریخ مدار از اسطوره های پرطرفدار، توانایی تشخیص نظریات کاذب را فراهم میکند، خالی از لطف نیست.
بنا به ادعای نویسنده، کتاب مزبور صرفا تاملی بر چگونگی ظهور و صورتبندی معاش اسطورههایی است که برخی از نظریات مدرن، آنها را از بطن تمثیلهای ادبی و رشتههای کهن بیرون کشیدهاند و در تعاملی ذو ابعاد که بر گستره حضور اسطوره ها رخ میدهد ظاهر شده است. اگرچه روند تحلیلی این کتاب بیشتر بر مبنای مولفههای مرسوم نظریات دوران مدرن استوار است اما خاستگاه همین پژوهشهای نظری از دوران معاصر، علیالخصوص از اواسط سدهی نوزدهم به بعد که مفهوم و صورتی علمی بر ماهیت خود تجربه کرده، ریشه در دوران پیش سقراطیان دارد. البته مقصود نگارنده از دوران مزبور الزاما اشارهای به دوران ایونی یا ملطی نیست. بنابراین حتا بازخوانی مبانی متکثر اسطورهها از دریچهی دنیای مدرن نیز نمیتواند خاستگاه چند هزار سالهی آنها را در پردازشی صرفا علمی بیان کند و با اینکه برخی از نظریات در تصرف ملزم هم نسلهای بدوی اسطورهها هستند اما با اینحال پردازش نظریههای علمی، تفاوت عمدهای با بازخوانیهای سنتی و باستانی دارند؛ چراکه قواعد تئوریک اولیه، علی الخصوص نظریهپردازی در دوران پیش از سقراطی، به جای بیانی درهم تنیده با تجربه فعلیتی مبتنی بر جمع آوری دادههای مکتوب و ملفوظ، بیشتر به سراغ گمانهزنیهای حاشیهای و تاحدودی سوبژکتیو و البته انتزاعی رفته بود.
رابرت آلن سگال اسطوره شناس، دین پژوه و استاد دانشگاه لنکستر انگلستان در کتاب «اسطوره» با درآمدی بر پیش فرضهای تلفیقی و اصول موضوعی نظری، بنیان اسطورهها را در هشت رویکرد و مضمون مختلف از پیوست نظریات مرسوم قرن نوزدهم و بیستم ترسیم میکند. وی در متن هر یک از این فصول، رویکردهای مختلف اسطورهها را در بازتابی نظری از شاخه ای علم، فلسفه، دین، آیین و مناسک، ادبیات، روانشناسی، ساختارگرایی و جامعهشناسی بررسی کرده و با اشاره به نظریات بنیادی و البته پیشنهادهای موضوعی نظریهپردازان مربوط به هر حوزهی خاص، چیستی و چگونگی به بار نشستن طرح خود را در بازشناسی اسطورههای کاربردی طرح کرده است. او در این کتاب با تاکید گسترده بر کاربرد و اهمیت نظریات رشتههای مختلف علمی و تفکیک مقام اسطورهها در مکاتب و علوم مختلف، هریک از آنها را به عنوان مبنای تعمیم خاندان خود تعمقگر اسطوره ها معرفی میکند. اما همهی اسطورهها را تمام قد در مسیر بازشناسی و بازخوانی تاملات محصور در علوم اجتماعی، بر خاندانی متحد و در مقابل پرسشهایی قرار میدهد تا خاستگاه و عملکرد متناوب فاعلیت اسطورهها و فعلیت سوژه ـ مدار آنها را در مقابل فاعل شناسا و مخاطب ترسیم کند. به زعم راقم این سطور او برای تعریف اسطوره، بدون پرداختن و وارسی مفهوم یقینی و خطرناک اسطورهها، آنها را با فرم قراردادی و تدوین شدهی داستانهای اسطورهای و کهن معرفی کرده و به واسطهی استدلالی انضمامی، ساختار اسطورهها را توجیه و تبیین میکند؛ چراکه پیشنهادش در تعریف مفهوم اسطوره، صرفا پذیرش شاکلهای خطی از یک داستان و روایت است. البته به گمانم وی قصد دارد تا صرفا از سر تعاملی تک سویه، ماهیت کاربردی اسطورهها را مهم و جدی تلقی کرده و بر همین اساس چیستی مولفههای الحاقی آنها را مشخص کند.
نگارنده بیشتر به واسط ی اسطوره خاصی به نام آدونیس ( Adonis ) فعلیت بالقوه و فاعلیت بالفعل هر نظریه را سنجیده و سپس ماهیت و عملکرد اسطورهی همان نظریه را به سان اسلوبی پیشنهادی در تعامل و قیاسی ایجابی با آدونیس مطرح میکند که به گمانم تحمیل چنین طرحی بدون تجربهی فنی نگرش تاریخی ـ انتقادی، انطباعات ناکارآمدی خواهد داشت؛ چراکه طبیعتا برخی از نظریات توان سازگاری و همسانی با اسطورهی آدونیس سگال را ندارند و بالطبع نمیتوان با الگوی تعمیمی وی از گزند خصمانهی برانگیختگیهای معنایی حوزهی مزبور در امان ماند. از طرفی در شرایطی که اندیشهی امروزی با طیف وسیعی از تفسیرهای متنازع مواجه است چگونه میتوان صرفا به واسطهی الگوی آدونیس بحران بازخوانی حوزهی مذکور را پشت سر گذاشت. هرچند ادعای سگال در انتخاب آدونیس، تنها به علت وجود اطلاعات و دادههای بیشتری در باب هویت این اسطوره و توان انتظار شخصیتی انعطافپذیر از آدونیس بوده است. اما از آنجایی که نویسنده بیشتر با رویکردی غیر انتقادی، طرح مکتوب خود را صرفا از زبان اسطورهای خاص به نام آدونیس بیان کرده، بنابراین به ناچار در تحلیل برخی نظریهها و رویکردهای اسطوره مدار مجاب به پذیرش پدیده جابهجایی شده و در بخشی از کارکرد طرح پیشنهادیاش، اسطوره ادیپوس را جایگزین آدونیس میکند. البته لازم به ذکر است که او در پایان هر فصل و در پی تحلیل نظریات مختلف، مدل یقینی و به زعم نگارنده تاحدودی متزلزل خود را در باب آدونیس و آیندهی اسطورهشناسی بیان میکند. متزلزل از این باب که آمیزش ایجابی در مبنای افقهای مفهومی اسطورههای گوناگون، بیشتر موجب بحران بازخوانی میشود تا تحلیل ریشههای وجودی خاندان اسطورهها.
سگال قویا بر این باور است که بایستی با تفکیک شاخههای علوم از یکدیگر که درپی بازخوانی تاملات برخی دیگر از نظریات و تحلیل یک اسطورهی خاص شکل میگیرد، صرفا به ماهیت نظریات حاکم بر خاندان اسطوره ها پرداخت. به زعم وی نظریه ها و اسطورهها در تعاملی دوسویه نیازمند یکدیگرند تا بتوانند ماهیت ایجابی خود را شرح دهند. اما به گمانم بسیاری از اسطورهگرایان، بالاخص سگال با معرفی طرح توجیهیشان شاید یکی از خطرناکترین مواضع را در قبال خرد نقاد نوبنیاد و بینش انتقادی اختیار کردهاند و بالطبع با تزریق محرکی بر تفکرات یقینی، خطر انحطاط ازخود بیگانگی آرمانی را در شهر، بیش از پیش پررنگ ساختهاند. تبیین نظریهای اینچنین اسطوره مدار و مسلح ساختن تمام نظریات به دیدگاهی یقینی، منجر میشود تا زیرمتنهای کار فکری به هنجار، از فرط تیمار اسطورهها، سوار بر نظریهای رضایتبخش، راهی آرمانشهر خود شوند. آرمانشهری که تحت حاکمیت مطلق همان اسطورههایی اداره میشود که بانیان آنها در نهایت و با جرات تمام، یافتهی اسطورهای خود را با مدلی ایجابی به عنوان حقیقتی ناب معرفی میکنند و دست آخر با چشمپوشی از تجربه و مشاهده طیف وسیعی از تفسیرهای متنازع و گسسته، اندیشه خود را در مدار بستهای محاط میدارند تا اسطورهشان به هر قیمتی مبلغ و تاییدکنندهی نظریهشان باشد که البته عکس این قضیه نیز صادق است.
اسطوره، رابرت آلن سگال، فریده فرنودفر، نشر بصیرت،چاپ اول ۱۳۸۹، ۴۵۰۰ تومان.