تنظیمات
قلم چاپ اندازه فونت
نسخه چاپی/شهر کتاب
تاریخ : شنبه 23 شهریور 1398 کد مطلب:18736
گروه: یادداشت و مقاله

فراسوی دوگانه‌ها: از خواجه به خُنجی

بررسی تطبیقی آرای فکری خواجه نظام‌الملک طوسی و فضل‌الله روزبهان

اعتماد: ۱- خواجه نظام‌الملک طوسی (۴۸۵-۴۰۸ق) از مقتدرترین وزرای تاریخ ایران قدیم است که سیاست‌گذاری فرهنگی دو تن از پادشاهان بزرگ سلجوقی (آلب ارسلان و ملکشاه) را به مدت سی سال در کنترل خود داشت. در این میان، اقدامات خواجه برای استقرار مدارسِ نظامیه، در بررسی تاریخ تحولات فکری جهان اسلام جایگاه بسزایی دارد. تأسیس نظامیه‌ها در راستای بسط دستگاه‌های معرفتی پیچیده‌ای بود که می‌کوشید نظام عقیدتی مستحکمی را برای پشتیبانی از سازمان سیاسی مسلط فراهم آورد. ماجرای دوستی و همکاری مشهور خواجه با غزالی از همین نظامیه‌ها شروع می‌شود.

 

اتحاد خواجه با علما

خواجه برای پیشبرد اقتدار خویش افزون بر حمایت سلطان، نیاز به همکاری علمای پُرنفوذی همچون غزالی داشت. قدرت نظامی بدون آمیزش با معنویت، ثبات چندانی نخواهد داشت. نظامیه‌ها در خدمت تکثیر آن مشروعیتِ نهادینی بودند که نظام سلطانی بدان نیاز داشت. این مدارس می‌توانست خطرات عقیدتی بزرگ‌ترین رقیب سلجوقیان و خواجه- یعنی اسماعیلیه- را خنثی کند. درواقع، رویارویی نظامیه با اسماعیلیه، بیانگر دوقطبی دینِ نهادین- دینِ غیرنهادین است. برای خواجه، «دشمن دولت» و «دشمن دین» مصداق واحدی دارند. بنابراین، استقرار نظامیه‌ها، تثبیت دین و دولت را توأمان تضمین می‌کرد.

 

کتاب سیرالملوک خواجه

کتاب سیرالملوک خواجه نظام‌الملک در راستای همین مناسبات میان نیروها نوشته شده است. نوشتارهایی از این دست، کتاب اضطرارات هستند؛ گشودگی به ترس‌ها و تنش‌ها است که کتاب را «دو پاره» کرده است به نحوی‌که در پاره الحاقی دوم، شاهد چرخش از ایران باستان به تخاصمات فرقه‌ای موجود هستیم. در همان مقدمه کتاب، اشاره شده است که شرایط زمانه سبب گشت فصولی به کتاب افزوده شود و نوشتار فرجامی دیگرگون بیابد. این اضطرار عاجل، تکاپوهای پیروان حسن صباح - اسماعیلیه بود که حکومت مرکزی را به تنگنا افکنده بودند. اعتراف خواجه، بیانگر فلسفه وجودی کتاب‌ها در میان قدما است: روابط قدرت و منطق عملِ اجتماعی است که فصول و سطور کتاب‌ها را تعیین می‌کند، خاصه در مورد شخصیت درگیرانه‌ای همچون خواجه که مصلحت‌اندیشی‌ها و پیامدهای عملی نظریه‌ها نمی‌تواند برای او علی‌السویه باشد. ایده‌ها از بطنِ نوعی واقع‌گرایی سیاسی ظاهر می‌شدند. نظامیه‌ها نیز واکنشی بودند به کشمکش‌ها و مناسبات وضع موجود.

اما نظامیه‌ها نمی‌توانستند بیرون از آن روایت اعظمی حرکت کنند که دستگاه خلافت عباسی متولی آن بود. خواجه راهی می‌جُست برای استقلال سلطنت از خلافت. غایت استقلال سلطنت، آنجایی ضرورت بیشتری می‌یابد که به زعم خواجه «سلطان سلجوق، و نه خلیفه عباسی، مدافع دین و مملکت می‌باشد» (روزنتال، ۱۳۸۸: ۷۵).

 

نسبت سیاست‌ورزی خواجه نظام با ایران قبل از اسلام

او به عنوان وزیر اعظم ایرانی، در کنار مشروعیت خلافت، شکل دیگری از مشروعیت/معنویت را جست‌وجو می‌کند که برای خلیفه، گنگ و نامفهوم بود. این عنصر پیچیده و گنگ چیزی نبود جز میراث ایران باستان: «وی[خواجه نظام‌الملک] با وجود تعصب مسلمانی و با آنکه از «دین گبرکان» نفرت داشت، در آداب ملکداری شیوه ساسانیان را نوعی «آرمان» تلقی کرد؛ اینکه وی برخلاف فقیهان عصر که قدرت پادشاهان را ناشی از قدرت خلیفه می‌شمردند- می‌کوشید اشاره‌ای به ارتباط بین سلطنت و خلافت نکند بیشتر از همین علاقه وی به احیای رسم ساسانی حکایت دارد» (زرین‌کوب، ۱۳۹۲: ۴۵). در جهان قدیم، «استقلال سیاسی» بدون «استقلال معنوی» ممکن نبود. لاجرم، مرزهای معنویت - معرفت باید جابه‌جا می‌شد: احیای رسم ساسانی در برابر استیلای سنتِ خلافت.

 

در فراسوی تناقضات

خواجه در مقدمه کتاب سلوک‌الملوک می‌گوید: «هر یک در معنی ملک اندیشه کنید... کدام شغل است که پیش از این پادشاهان شرایط آن بجای می‌آورده‌اند و ما تدارک آن نمی‌کنیم و نیز هرچه از آیین و رسم ملک و ملوک است و در روزگار گذشته بوده است از ملوک سلجوق بیندیشید و روشن بنویسید و بر رأی ما عرضه کنید تا در آن تأمل کنیم و بفرماییم تا پس از این کارهای دینی و دنیاوی بر آیین خویش رود» (خواجه نظام‌الملک، ۱۳۸۹: ۴-۳). از همان آغاز کتاب، معلوم است که به صِرف سیرت پیامبر و خلفای راشدین بسنده نمی‌کند. بدین‌ترتیب، در کمتر صفحاتی از این کتاب است که در کنار آیات قرآن و اقوال رسول، به کرّات از حکایات شاهان و حکیمان ایران باستان سخنی به میان نیامده باشد. اگرچه خواجه مدعی بود که برای اجتناب از ملال مخاطبان به نقل این حکایات جذاب دست بُرده، اما به نظر می‌رسد که اهدافی جدی‌تر از آن در خاطر داشته است. همان‌گونه که نظامیه‌ها صرفاً برای ترویج فقه شافعی نبود و کارکرد سیاسی آنها را نمی‌توان از نظر دور داشت. سرگرم‌ساختن مخاطبان چندان توجیهی برای چنین اقدام پرمخاطره‌ای نبود که می‌توانست متشرعی همچون خواجه را به سبب اشتغال به حکایات مجوسان، به مخصمه اندازد. در راست‌کیشی خواجه ظنّی نبود. کارکرد اجتماعی - سیاسی نظامیه‌ها