کد مطلب: ۱۸۶۳۳
تاریخ انتشار: شنبه ۲ شهریور ۱۳۹۸

انتقاد و ارزیابی فلسفه‌ی برگسون

بهداشت روان: برگسون ‌می‌گوید: «من معتقدم وقتی که فلسفه به رد و ابطال مصرف می‌شود، بیهوده هدر می‌رود، از حملات و اعتراضاتی که فلاسفه و متفکرین به همدیگر کرده‌اند چه باقی مانده است؟ هیچ چیز و یا لااقل مقدار خیلی کم، آنچه می‌ماند و به شمار می‌آید لبّ حقیقت مثبتی است که هر یک از این متفکرین کشف کرده‌اند. حقیقت خود ‌می‌تواند افکار باطل را از میان ببرد؛ خود حقیقت بهترین ردکننده است و احتیاجی به زحمت رد و اشکال و اعتراض ندارد.» این خود صدای حقیقت است آنجا که فلسفه‌ای را اثبات یا رد ‌‌می‌کنیم، فلسفه دیگری پیشنهاد می‌نماییم که مانند اولی ‌ترکیبی از ‌امید و اشتباهات است.

هر چه تجربه‌مان وسیع‌تر ‌می‌گردد و ‌امیدهای ما تغییر ‌‌می‌کند «اشتباهات» فلسفه‌ای که رد کرده بودیم «حقایق» ‌بیش‌تری می‌یابیم و شاید آنچه را که در جوانی حقایق جاودانی ‌می‌دانستیم بعدها پر از خطا و اشتباه بیابیم. آنجا که بر بال اعتراض و افکار سوار می‌شویم طرفدار جبر و ماشینی بودن جهان ‌می‌گردیم، هر چند این دو نظریه بی‌بند و شیطانی ‌به نظر برسد؛ اما ‌همین که از دامنه کوه شبح مرگ پدیدار شد‌، کوشش ‌‌می‌کنیم که در پشت سر مرگ ‌امیدی نو بجوییم. فلسفه کار پیرمردان است. اما ...

سبک برگسون

آنچه در مطالعه آثار برگسون نظر ما را جلب ‌می‌کند سبک اوست. شیوه پر آب و تابی دارد ولی مانند آتش‌بازی و مخالف‌خوانی نیچه نیست‌، بلکه روشنی همواری است که گویی می‌خواهد وارث نثر درخشان ظریف معهود فرانسوی بشود. اشتباه در زبان فرانسه از زبان‌های دیگر سخت‌تر است‌؛ زیرا فرانسوی‌ها ابهام را دوست ندارند برای آنکه حقیقت از وهم و ابهام روشن‌تر است.

اگر گاهی در آثار برگسون غموض و ابهام مشاهده شود برای آن است که تمثیل و مجاز و کنایه زیاد به کار می‌برد، مانند نژاد سامی دلباخته مجاز و استعاره است و بارها تمثیل را به جای برهان ‌به کار می‌برد. ‌هم‌چنان که در برابر یک جواهر فروش یا دلال باذوق اراضی با احتیاط رفتار ‌می‌کنیم در برابر این استعاره‌پرداز مجاز‌گوی نیز باید با حزم و احتیاط بود، با این همه باید با سپاسگزاری تمام بدانیم که کتاب«تحول خلاق» شاهکار فلسفی قرن ماست. (برای فهم برگسون بهترین راه آن است که آثار خود او را بخوانند؛ همچنان که در شوپنهاور نیز حال بدین منوال است آنچه در کتاب wildon Carr ذکر شده است، بی‌اندازه ستایش‌آمیز است بر عکس، کتاب Hugh Elliot بی‌اندازه انکارآمیز می‌باشد.

کتاب «مقدمه فلسفه» از خود برگسون به آن اندازه سهل و ساده است که از یک متخصص فن انتظار می‌ر‌ود رساله درباره «خنده» اگر چه یک‌طرفانه است ولی لذت‌بخش و مفید است.)

انتقاد برگسون از عقل

اگر برگسون انتقادی را که از عقل ‌می‌کند بر پایه عقل پهناورتری بنا می‌نهاد، شاید حکیمانه‌تر می‌بود؛ ولی او پایه این انتقاد را بر فرمان‌های شهود باطنی و درون‌بینی می‌نهد‌، حس باطنی و شهود نیز مانند حس خارجی در معرض خطا و اشتباه است. هر دو را باید با تجربیات حقیقی آزمایش کرد و هر دو تا آنجا قا