کد مطلب: ۱۰۳۷۹
تاریخ انتشار: شنبه ۳ تیر ۱۳۹۶

آثار کلاسیک خاصیت درمانی دارند

آنا: مجتبی گلستانی، نویسنده، منتقد و پژوهشگر حوزه فلسفه  درباره چرایی کهنه نشدن آثار کلاسیک در گذار زمان، ابتدا به ارائه توضیحاتی در قیاس علوم انسانی با علوم طبیعی پرداخت تا به ماهیت تاریخی مباحث انسانی، تاکید کند.

وی گفت: «مهم‌ترین مساله در این موضوع، به نظرم تفاوتی است که باید بین تاریخ علوم طبیعی و تاریخ علوم انسانی قائل شد. در حوزه‌های علمی، تاریخ علم از اهمیت زیادی برخوردار نیست و همیشه صحبت از آخرین دست‌آوردهای علمی است. از طرفی دست‌آوردهای هر پژوهشگر و دانشمندی، دست‌آوردهای قبلی را رد می‌کند. مثل دست‌آوردهای انیشتین که نظریات نیوتن را انکار کرد.»

گلستانی خاطرنشان کرد: «اما در حوزه علوم انسانی، ماجرا فرق می‌کند و تاریخ در گرایش‌های مختلف آن، اهمیتی فراوانی دارد؛ تا جایی که مثلاً اگر از فلسفه صحبت می‌کنیم، از شناخت تاریخ فلسفه ناگزیریم و به همین خاطر است که بخش قابل توجهی از دپارتمان‌های فلسفه در جهان، به تاریخ فلسفه می‌پردازند. سایر گرایش‌های علوم انسانی نظیر روان‌شناسی، جامعه‌شناسی و ادبیات هم اینچنین است: فرایند درک آن‌ها به تاریخ وابسته است و می‌شود گفت تاریخ علوم انسانی، خود آن علوم هستند.»

وی با ارائه مثالی، ادامه داد: «به عنوان مثال در فلسفه، هیچ وقت صحبت از دستاوردهای تازه فلسفی نیست؛ همانطور که یک فیلسوف می‌تواند در قرن ۲۱، افلاطونی فکر کند. همچنین در ادبیات، «آخرین دست‌آوردها» معنا ندارد به دلیل اینکه تاریخ ادبیات، تاریخ خطی نیست و دیروزِ آن در امروز و فردا جریان دارد.»

این نویسنده همچنین درباره مباحث فرهنگی به عنوان مباحث انسانی گفت: «اگر بخواهیم فرهنگ امروز را بخوانیم، از خواندن آثار خرقانی، عطار، ملاصدرا،‌ ابن‌سینا و... ناگزیریم. به دلیل اینکه همه این‌ها در فرهنگ امروز ما مطرح‌اند. نمی‌شود گفت این آثار زمانی خلق شده‌اند که دیگر به ما ربطی ندارد!»

وی خطاب به جریان‌های ادبی و نویسندگان اظهار داشت: «اگر نویسندگان نگاه خطی به ادبیات داشته باشند، یعنی گمان کنند تنها خواندن آثار امروزی برای نویسنده شدندشان کافی است، اشتباه بزرگی کرده‌اند؛ چراکه قطعاً نمی‌توانند درک درستی از ادبیات داشته باشند.»

وی افزود: «نکته دیگر ضروت خواندن آثار کلاسیک، حتی در صورت مخالف بودن با آن‌ها است. یادم می‌آید در دوره دانشجویی، مخالفت‌هایی با فلسفه اسلامی وجود داشت. اما نظر من این بود که حتی اگر بخواهیم با این فلسفه مخالفت کنیم،‌ باید خوب آن را بشناسیم. در ادبیات هم همین است! چطور می‌شود به آثار کلاسیک انتقاد کرد،‌ در صورتی که آن‌ها را نخوانده باشیم؟»

گلستانی ضمن بیان این‌که مخاطب اهل ادبیات، دنبال فهم ادبیات است، ادامه داد: «اینکه چرا آثار کلاسیک هنوز در جهان پرفروش‌اند، به نظر من پاسخ‌های مختلفی دارد. یکی از پاسخ‌ها این است که فرهنگ بشریت، روی این آثار بنا شده است و طبیعی است که اقشار مختلف در جوامع جهانی،‌ دوست دارند با خواندن برادران کارامازوف، ایلیاد و ادیسه،‌ مثنوی معنوی مولانا و ... با بشریت و فرهنگ بشری آشنا شوند.»

وی افزود: «اما نکته دوم، آشنایی با تجربه‌های تاریخی است. من کسانی را دیده‌ام که اهل ادبیات نیستند اما دوست دارند بدانند که تجربه زیست