کد مطلب: ۲۰۳۳۲
تاریخ انتشار: سه شنبه ۱ بهمن ۱۳۹۸

کدام تصحیح شاهنامه را می‌پسندید؟

اسماعیل ساغری

اعتماد: متون کلاسیک ادبیات فارسی به سبب پایداری آنها در دوره‌ای از تاریخ ادبیات قدمایی، طبعاً با مساله «تصحیح» به عنوان وجهی اجتناب‌ناپذیر مواجه است. در این میان طبعاً اثری مانند شاهنامه یکی از مناقشه‌برانگیزترین متون ادبی تاریخ ماست. شاهنامه به سبب تاویل‌پذیری بالایی که دارد، همواره در کانون تنوع دیدگاه‌ها و تباین آرای صاحب‌نظران بوده است. چه در مورد جهان اندیشگانی فردوسی و منابع الهام‌بخش او در پدیدآوردن شاهنامه، این اثر سترگ پارسی و چه در باب ساختار و زبان این اثر همواره اختلاف‌نظر بسیار بوده و این، به مساله تصحیح این متن کلاسیک حماسی در قلمرو زبان فارسی، موضوعیت ویژه‌ای داده است. به مناسبت اول بهمن، زادروم حکیم ابوالقاسم فردوسی، سراغ تنی چند از صاحب‌نظران در حوزه شاهنامه‌پژوهی رفتیم و پرسشی مشترک را با آنها در میان گذاشتیم. اینکه در میان تصحیحات موجود از شاهنامه، کدام‌یک را معتبرتر و به روح این اثر نزدیک‌تر می‌یابند و دلایل‌شان برای این امر چیست؟ پرسشی که علی بهرامیان، از اعضای فرهنگستان زبان و ادبی فارسی و نیز مرکز دائره‌المعارف بزرگ اسلامی، ابوالفضل خطیبی، عضو فرهنگستان زبان و ادب فارسی و محمد افشین وفایی عضو هیات علمی دانشگاه تهران هر یک در نوشتاری مستقل به آن پاسخ گفته‌اند.

شاهکار خالقی

علی بهرامیان

بی‌هیچ گزافه، مقام هیچ یک از منظومه‌های فارسی همپایه شاهنامه فردوسی نبوده است. از نسخه‌های پرشکوه برجای مانده پیداست که ایرانیان در طول تاریخ هرچه از انواع فن و هنر داشته‌اند، تقدیم شاهنامه فردوسی کرده‌اند؛ از خوشنویسان و کاتبان تا تذهیب کاران و نگارگران و جلدسازان و دیگر هنرها و فنون چشم نواز. حتی می‌توان گفت که شماری از سلسله‌های حاکم کوشیدند مجمعی از هنرمندان روزگار خود گرد آورند و نسخه‌ای زیبا و فریبا از شاهنامه برای آیندگان به یادگار برجای گذارند و بسا که گذشته از جنبه‌های ادبی و هنر دوستی، این موضوع سودمندی‌های سیاسی هم به ویژه از حیث مشروعیت در برداشت. شاهنامه دوره سلطان ابوسعید ایلخان در سده ۸ق از جمله نخستین نمونه‌ها از نگارگری ایرانی است و جای خوشبختی است که اوراقی از آن هنوز در دست است. همچنین شاهنامه‌های بایسنغری و طهماسبی و ده‌ها نمونه دیگر نشان می‌دهد که ایرانیان همواره کوشیده‌اند این سند باارزش ملی را به بهترین صورت نگهبانی کنند و آن را جلوه گاه انواع هنر قرار دهند. فراموش نمی‌کنم که یک‌بار خدمت زنده یاد استاد دکتر زرین‌کوب عرض کردم در کتابخانه‌ها و گنجینه‌های ماوراءالنهر نسخه‌هایی از شاهنامه دیدم که کاتب در اوراق متعدد جاهایی را برای تصویرگری، سپید و دست‌نخورده باقی گذاشته بود و استاد بلافاصله فرمود: چون شاهنامه از آغاز با «تصویر» پیوند داشت. با این همه روشن است که شاهنامه فردوسی دست کم در بخش‌هایی چشمگیر از آن، روایتی اساطیری از گذشته ایران و ایرانیان است و زبان و لغات آن در طول تاریخ دستخوش تغییرات و دگرگونی‌های بسیار شده است، به ویژه که بسیاری از کاتبان به خود اجازه می‌دادند کلم